X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد
یورو و دلار paypal

هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)

ورود کاربران

موضوعات مطالب

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 2379 نفر
    بازديد ديروز : 12 نفر
    بازديد ماه : 2501 نفر
    بازديد سال : 2501 نفر
    کل بازديد : 209577 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1762
    نظرات : 61


ام المومنين خديجه عليهاالسلام کيست؟
حضرت ام المومنين خديجه عليهاالسلام از زنان فهيم ،دانا و خردمند، صبور و مهربان و با گذشت،ايثارگرو يگانه ي عصر خودبود.که خداوند بدو فخر مي کرد(2)
پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله در نخستين سير شبانه خود که انجام پذيرفت، هنگامى که به سوى زمين باز مى گشتند از پيک وحى چنين مورد خطاب قرار گرفتند: «حاجتي أن تقرأ على خديجة مِن الله ومنّى السلام؛( 3) حاجت من اين است که از خداى منّان واز منِ جبرئيل، بر خديجه سلام برسانى».
هنگامى که پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله درود خداى منان را به حضرت خديجه سلام الله عليها ابلاغ نمودند، او در پاسخ گفت: خدا سلام است، سلام از او به سوى اوست. (4)
در يکى از تهاجمات ددمنشانه قريش وانتشار شايعه کشته شدن پيامبر صلى الله عليه وآله، حضرت خديجه سلام الله عليها در ميان درّه ها وصخره هاى اطراف مکّه، به دنبال حبيبش مى گشت وسيلاب اشک بر صورتش روان بود. پيک وحى بر پيامبر رحمت فرود آمد وعرضه داشت: ملائکه آسمان به جهت گريه خديجه سلام الله عليها به گريه افتاده اند، او راه به سوى خود فرا خوان، درود مرا ابلاغ کن واو را بشارت بده، که خدايش به او درود مى فرستد واو را به قصرى در بهشت بشارت ده، که در آن هيچ غم واندوهى نيست.( 5)



خديجه در نزد پيامبر مقامي نيکو داشت رسول اکرم صلى الله عليه وآله فراوان در مناقب حضرت خديجه سلام الله عليها سخن مي گفت مي فرمود:هر روز خداى متعال چندين بار با وجود خديجه بر فرشتگان مباهات مى کند.( 6) و در مرتبه ايمان خديجه فرمودند:? او هنگامى به من ايمان آورد که ديگران به من کفر مى ورزيدند. او مرا تصديق نمود، هنگامى که ديگران انکار مى کردند، او همه ثروتش را در اختيار من قرار داد هنگامى که ديگران دريغ مى ورزيدند.
خداى منان از او به من فرزند عنايت کرد ولى ديگران را محروم ساخت.( 7) خديجه در نزد او بهترين بود: بهترين بانوان عالميان عبارتند از: مريم دخت عمران، آسيه دخت مزاحم، خديجه دخت خويلد وفاطمه دخت محمد صلى الله عليه وآله.( 8) ودر جاي ديگر فرمود: برترين بانوان بهشت عبارتند از: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد، مريم دختر عمران وآسيه دختر مزاحم (همسر فرعون)(9) همواره سبقت او در ايمان رامي ستود: خديجه پيش از همه بانوان عالم، به ايمان به خدا ورسول خدا سبقت گرفت.( 10) ودوست داشتن او را علني فرياد مي زد: من او را از اعماق دل دوست داشتم.( 11) ومحبين خديجه محبوب دل پيامبر بودند: من دوستداران خديجه را نيز دوست مى دارم.( 12)
 اورا بهترين همسران خود مي دانست: هرگز خداى متعال همسرى بهتر از خديجه به من عطا نکرد(13) ومي فرمود: خداى متعال على، حسن، حسين، حمزه، جعفر، فاطمه وخديجه را بر جهانيان برگزيد.( 14) 
خطاب به عايشه آنگاه که خديجه را پيره زني دانست وخودش را برتر از او پنداشت با عتاب فرمود: از خديجه اينگونه سخن مگو، او نخستين بانويى بود که به من ايمان آورد، او براى من فرزند آورد وتو محروم شدى.( 15)
 او به سبب همين فضائل در طول زندگى محسود بود، او رفت ودر جوار پروردگار مأوا گزيد ولى حسد حاسدان با ارتحال او پايان نيافت. حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها، در مورد عائشه مى گويد: هرگز اتفاق نيفتاد که مرا ببيند وبه مادرم ناسزا نگويد. از اين رهگذر در احاديث فراوان آمده است که به هنگام ظهور حضرت بقيةالله ارواحنا فداه، خداى منان او را زنده مى سازد، حضرت مهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف بر او حد قذف جارى مى کند، که به ماريه، مادر ابراهيم تهمت ناموسى زده بود وانتقام مادرش حضرت زهرا سلام الله عليها را از او مى گيرد.( 16)
در صحيح بخارى از عائشه روايت شده که گفت: من هرگز به احدى از همسران پيامبر همانند خديجه حسد نورزيدم، در حالى که هرگز او را نديده بودم از بس که پيامبر از او ياد مى کرد. گاهى مى گفتم: گويى به جز خديجه هيچ زنى در اين دنيا نبوده است؟! (17)همين کينه ها وحسد ها باعث گرديد قلم به مزدان تاريخ نويس آنگونه که حق آن بانوست برايش ننگارند و فضائل او را براي ديگران برشمرده ودرياري مواج زندگي پرارزش او را به کونه اي ديگر جلوه  دهند به گونه اي که ازدواج هاي مکرر قبل از ازدواج با پيامبر را بدو نسبت مي دهند(18) و درسن شريفش اعدادي دور از واقعيت را به خورد تاريخ داده اند(19)

سليمان الکتاني اديب ودانشمند مسيحي تعبيري زيبا دارد ، او مي گويد:خديجه دوستي خود را به همسرش بخشيد؛ در حاليکه احساس بخشش نمي کرد، بلکه احساس مي کرد که از او محبت و دوستي مي­گيرد و همه سعادت را از او کسب مي‌کند. ثروتش را به او بخشيد و حال آنکه احساس نمي‌کرد که مي‌بخشد، بلکه احساس او اين بود که از او هدايت را که بر همه گنجهاي روي زمين برتري دارد، کسب مي‌کند...( 20)

حضرت خديجه (سلام الله عليها) بزرگ بانوي اسلام است که با معرفت وشناخت از قبل از بعث تا اعلام وگسترش اسلام يگانه غمخوار پيامبر(ص) بود. خديجه (سلام الله عليها) بعد از ازدواج با پيامبر(ص)  اموالش را به پيامبر(ص) بخشيد رسول اکرم(ص) اموال خديجه(سلام الله عليها)  را در راه خير و هر راهي که به پيشبرد اسلام کمک مي‌کردو مصرف مي‌نمود.

خديجه(سلام الله عليها) در دوران زندگي با پيامبر(ص) مانند مشاوري دلسوز پيامبر(ص)را ياري مي‌داد و با حمايت‌هاي مادي و روحي و بردباري و صبوري خود کمک بزرگي براي پيامبر(ص) در پيشبرد اسلام واهداف آن بود.

از اين روي خديجه(سلام الله عليها) يکي از ستون‌هاي بر پايي اسلام ياد کرده‌اند که خداوند نيز با دادن حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به پاس خدمات ايشان به او کوثر جاودان بخشيد.
تا جاي که گفته اند:«ما قامَ الاِسْلامُ اِلّا بِسَيْفِ عَلي وَ ثَرْوَةِ خَديجَةَ؛ اسلام جز به شمشير علي و ثروت خديجه (سلام الله عليها) برپا نشد.»

خديجه(سلام الله عليها) در دوران زندگي با پيامبر(ص) مانند مشاوري دلسوز پيامبر(ص)را ياري مي‌داد و با حمايت‌هاي مادي و روحي و بردباري و صبوري خود کمک بزرگي براي پيامبر(ص) در پيشبرد اسلام واهداف آن بود.

دامنه فضائل خديجه کبري به حدي وسيع است که در کتب معتبر اهل سنت آمده است که حضرت آدم فرمود:
قال آدم عليه السلام: مما فضل الله به إبني عليّ أن زوجته خديجه کانت عونا له على تبليغ أمر الله عز وجل و أن زوجتي کانت عونا لي على المعصيه.
حضرت آدم (عليه السلام) فرمود: يکي از فضيلت‌هايي که فرزندم محمد دارد و برتري او را بر من نشان مي‌دهد، اين است که همسر او در تبليغ أمر إلهي ياور او بود اما همسر من ياور من بود در خطا و معصيت.(21)
 
وفات خديجه
حضرت خديجه (سلام الله عليها) بزرگ بانوي اسلام است که با معرفت وشناخت از قبل از بعث تا اعلام وگسترش اسلام يگانه غمخوار پيامبر(ص) بود. خديجه (سلام الله عليها) بعد از ازدواج با پيامبر(ص)  اموالش را به پيامبر(ص) بخشيد رسول اکرم(ص) اموال خديجه(سلام الله عليها)  را در راه خير و هر راهي که به پيشبرد اسلام کمک مي‌کردو مصرف مي‌نمود.او در راه اعتلاي کلمه الله از هيچ کوششي فروگذار نکرد وهمين امر فقدان اورا براي بشريت وشخص اول آن يعني پيامبر اکرم امري سخت وسنگين نمود.
حضرت خديجه (س) سه سال قبل از هجرت بيمار شد . نقل نموده اند که پيغمبر (ص) به عيادت وي رفت و فرمود : اي خديجه ، «اما علمت ان الله‏قد زوجني معک في الجنه‏» آيا مي‏داني که خداوند تو را دربهشت نيز همسرم ساخته است ؟ !
آنگاه از خديجه دل جويي و تفقد کرد،او را وعده بهشت داد ودرجات عالي بهشت را به شکرانه خدمات او توصيف فرمود .

چون بيماري خديجه شدت يافت،عرض کرد : يا رسول الله ! چندوصيت دارم : من در حق تو کوتاهي کردم،مرا عفو کن .
پيامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصيري نديدم و نهايت تلاش‏خود را به کار بردي . در خانه‏ام بسيار خسته شدي و اموالت را درراه خدا مصرف کردي .

حضرت خديجه در آخرين لحظات زندگى وصايايى به شرح زير به پيامبر اکرم نمود:
  • براى او دعاى خير کند.
  • او را با دست خود در خاک قرار دهد.
  • پيش از دفن در قبر او وارد شود.
  • عبايى را که به هنگام نزول وحى بردوش داشت، روى کفن او قرار دهد.)22)

حضرت خديجه که همه اموال منقول وغير منقولش را به حبيب خود بخشيده بود، در مقابل فقط يک عبا مطالبه نمود وآن را مستقيماً طلب نکرد، بلکه به وسيله حضرت فاطمه سلام الله عليها تقاضا کرد.(23) آنگاه پيک وحى فرود آمد وکفن بهشتى از سوى پروردگار از بهشت آورد.
ام ايمن وام الفضل (همسر عباس) پيکر مطهر حضرت خديجه را شستشو دادند وبراى آخرين بار وداع کردند.(24)

حضرت خديجه سلام الله عليها در آن لحظات آخر در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها ابراز نگرانى کرد، اسماء بنت عميس تعهد نمود که در شب زفاف او به جاى خديجه نقش مادرى ايفا کند.(25)
مطابق نقل معروف، حضرت خديجه سلام الله عليها در روز دهم ماه رمضان سال دهم بعثت از دنيا رفت. در اين سال با فاصله اندک دو يار استوار و مخلص پيامبر صلي الله عليه و آله يعني حضرت ابوطالب عليه السلام و ام المومنين خديجه سلام الله عليها رحلت کردند.
پيامبر صلي الله عليه و آله از رحلت آنها بسيار ناراحت و غمگين شد، و آن سال را «عام الحزن» (سال اندوه) ناميد.

علامه طبرسي مي نويسد:
ورد علي رسول الله امران عظيمان و جزع جزعا شديدا؛ با رحلت ابوطالب عليه السلام و خديجه سلام الله عليها دو فاجعه ي عظيم براي پيامبر صلي الله عليه و آله رخ داد. به طوري که پيامبر صلي الله عليه و آله به شدت بي تاب و اندوهگين گرديد.» (26)
و به نقل علامه مجلسي : فلزم بيته و اقل الخروج؛ پيامبر صلي الله عليه و آله در اين هنگام خانه نشين شد. او کمتر از خانه بيرون مي آمد.» (27)

پي نوشت ها:
1)     مرحوم محلاتي به نقل از مجلسي رحمه ‏الله مي‏گويد: «روزي رسول خدا خديجه را نزد خود خواست و فرمود: اين جبرئيل است و مي‏گويد: براي اسلام شروطي است: اول: اقرار به يگانگي خداوند، دوم: اقرار به رسالت پيامبران، سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت اولي الامر [يعني علي] و ائمه طاهرين از فرزندان او و برائت از دشمنان آنها.» خديجه هم به آنها اقرار نمود و آنها را تصديق کرد.در مورد امير مؤمنان على عليه‏ السلام رسول‏ اکرم صلى‏ الله‏ عليه‏ و ‏آله به خصوص به خديجه عليهاالسلام فرمود: «هو مولاک و مولى المؤمنين و امامهم بعدى؛ على مولاى تو و مولاى مؤمنان و امام آن‏ها پس از من است.»آن گاه دست خود را بالاي دست اميرمؤمنان گذاشت و خديجه دست خود را بالاي دست پيامبر قرار داد و اين گونه بيعت ابدي ولايت مداري را انجام داد.( محلاّتي، رياحين الشريعه، ج?، ص???.)
2)     در جريان کناره گيري رسول خدا از خديجه قبل از ايجاد نطفه فاطمه عليهاالسلام، پيامبرعمار ياسر را نزد خديجه فرستاد و فرمود به او بگو: اي خديجه گمان مبر که کناره گيري من از توست. نه، خداوند به من چنين امر فرموده است. گماني جز خير مبر و بدان، خداوند هر روز چندين بار به ملائکه اش به تو مباهات و فخر مي‌کند.
 3)     تفسير عياشى، ج?، ص ??? ـ صحيح بخارى، ج ?، ص ???
4)     شيخ طوسى، الأمالى، ص ???، مجلس ?، ح ???
 5)     صحيح بخارى، ج ?، ص ??? ـ گنجى، کفاية الطالب، ص ????
6)     . علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ??، ص ??? ـ اربلى، کشف الغمه، ج ?، ص ??
7)     ذهبى، سِيَر اعلام النبلاء، ج ?، ص ?? ـ ابن حجر ، الاصابه، ج ?، ص ????
8)     ابن اثير، اُسْد الغابه، ج ?، ص ????
9)     ابن عبد البرّ، الاستيعاب، ج?، ص ????
10)حاکم، مستدرک صحيحين، ج?، ص????
11)بحرانى، العوالم، ج ??، ص ???
 12)در روايت آمده است:«روزي پير زني نزد رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلّم) آمد، آن حضرت او را مورد لطف سرشار قرار داد. وقتي آن پير زن رفت، عايشه علت آن همه مهرباني به پيرزني را از پيامبر(ص) پرسيد.
پيامبر(ص) در جواب فرمودند: «اِنَّها کانَت تَأتِينا في زَمَنِ خَديجَةَ، وَ اِنَّ حُسنَ العَهدِ مِنَ الاِيمانِ؛ اين پير زن در عصر زندگي خديجه(س)  به خانه ما مي‌آمد. (و از کمک‌ها و الطاف سرشار خديجه برخوردار بود) همانا نيک نگهداري عهد و سابقه، از ايمان است. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 18، ص 108 / علي بن عيسي اربلي، کشف الغمه، ج 2، ص 72
13)ابن هشام، السيرة النبوية، ج ?، ص ???
14)علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ??، ص ???
15)قاضى نعمان، شرح الاخبار، ج ?، ص ???
16)بحرانى، حلية الابرار، (چاپ سنگى)، ج ?، ب ??
17)ابن حجر، فتح البارى، ج ?، ص ???
18)هر چند که گزارشگران ديگري به اين واقعيت مهم پي برده و آن را تصحيح کرده اند. از دلايل محکم در رد ازدواجهاي قبلي خديجه، گزارشي هست که در بسياري از کتب تاريخ آمده و کسي نيست که آنرا نشنيده باشد. اين مضمون که مي گويند، خديجه به دليل شخصيت ممتازش، داراي خواستگارهاي فراوان بود و بزرگان و اشراف قريش، خواهان ازدواج با وي بودند ولي او به تمام اشراف مدعي جواب رد داد و چون جواب مثبت به محمد داد، مورد اعتراض زنان قريش واقع شد که چرا به احدي از اميران جواب مثبت ندادي اما با يتيم ابوطالب (محمد) ازدواج کردي؟
در کتاب دلائل النبوه در مورد اين مطلب آمده است:وکانت خديجه امرأه باکره ذات شرف ومال کثير وتجاره تبعث بها إلى الشام فتکون عيرها کعامه عير قريش//و خديجه زني باکره بود و داراي شرافت بود و مال زيادي داشت و تجارتش به شام بود و فقط کارواني که حضرت خديجه سلام الله عليها به شام ميفرستاد ، به اندازه همه کاروان قريش بود(کتاب دلائل النبوه ، ج 1 ص 178 ، اسم المؤلف: إسماعيل بن محمد بن الفضل التيمي الأصبهاني الوفاه: 535 ، دار النشر : دار طيبه - الرياض - 1409 ، الطبعه : الأولى ، تحقيق : محمد محمد الحدادو رجوع شود به دلائل النبوه ، ج 2 ص 66 ، اسم المؤلف: للبيهقي الوفاه: 458 ، دار النشرالثقات ، ج 1 ص 45 ، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاه: 354 ، دار النشر : دار الفکر - 1395 - 1975 ، الطبعه : الأولى ، تحقيق : السيد شرف الدين أحمدالکامل في التاريخ ، 1 ص 569 ، اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الکرم محمد بن محمد بن عبد الکريم الشيباني الوفاه: 630هـ ، دار النشر : دار الکتب العلميه - بيروت - 1415هـ ، الطبعه : ط2 ، تحقيق : عبد الله القاضيتاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 1 ص 63 ، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاه: 748هـ ، دار النشر : دار الکتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعه : الأولى ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى السيره النبويه لابن کثير ، ج 1 ص 262 ، اسم المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن کثير القرشي الدمشقي (المتوفى : 774هـ) الوفاه: 774 ، دار النشر) در اين مطلب به خوبي اشاره شده که حضرت خديجه قبل از پيامبر ازدواج نکرده اند و داراي مالي فراوان بودند که همين مال باعث تقويت اسلام شده بود.همان افراد در مقابل، معتقدند که عايشه،قبل از ازدواج با پيامبر، ازدواج نکرده بود.اين در حالي است که جناب ابن سعد در طبقات الکبري در مورد ازدواج عايشه ما قبل از پيامبر ، آورده است:أخبرنا عبد الله بن نمير عن الأجلح عن عبد الله بن أبي ملکيه قال خطب رسول الله صلى الله عليه وسلم عائشه بنت أبي بکر الصديق فقال إني کنت أعطيتها مطعما لابنه جبير فدعني حتى أسلها منهم فاستسلها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلى الله عليه وسلم پيامبر عايشه را از ابوبکر خواستگاري کرد . ابوبکر به پيامبر گفت : من او(عايشه)را به مطعم دادم براي پسرش جبير . شما مرا رها کنيد(کنايه از مهلت دادن) تا اورا از بين آنان جداکنم . ابوبکر عايشه را از آنان جدا کرد و ابن جبير عايشه را طلاق داد و سپس به عقد پيامبر در آمد.الطبقات الکبرى ، ج 8 ص 59 ، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاه: 230 ، دار النشر : دار صادر – بيروت
 19) بنا به نقل علامه محقق سيدجعفر مرتضي عاملي درکتاب الصحيح من سيرة النبي الاعظم، سن خديجه هنگام ازدواج با پيامبر (ص) متفاوت ذکر شده و مورخان مختلف آن را 25 سال، 28 سال، 30 سال، 35 سال، 40 سال، 44 سال، 45 سال و 46 سال اعلام کرده اند. در بحارالانوار (ج 16 ص 12) از قول ابن عباس سن وي هنگام ازدواج با پيامبر (ص)، 22 سال ذکر شده است.جعفر مرتضي عاملي، عدد 28 سال را قول ترجيحي اکثريت دانسته و باتوجه به رد ازدواجهاي قبلي وي، قطعي است که سن او هنگام وصلت با پيامبر گرامي (ص)، بايد خيلي کمتر از آنچه شهرت دارد، بوده باشد. و اگرچه نميتوان به طور قطع سن خديجه طاهره را به دست آورد ولي به نظر ميرسد سن اعلام شده در بحارالانوار از قول ابن عباس به صحت نزديکتر است که در اين صورت با قول ترجيحي اکثريت (بنا به ادعاي جعفر مرتضي عاملي) خيلي تفاوت ندارد.در هر صورت بعضي از سنهاي ادعائي ياد شده (بويژه از 35 تا 46 سال) نه با تحليل صحيح وقايع تاريخي سازگار است و نه باانصاف.
20) ابن حجر، فتح البارى، ج ?، ص ???
21) بدون نظر به صحت وسقم اين روايت در کتب عمده القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ?، ص ?? ـ الذريه الطاهره للدولابي، ص ?? ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ?، ص ?? ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج ??، ص ??? ـ کنز العمال للمتقي الهندي، ج ??، ص ??? ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ?، ص ??? ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساکر، ج ??، ص ??? ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج ?، ص ?? ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج ?، ص ???اين روايت نقل گرديده است.
22) ابن حجر، الإصابة، ج 4، ص 275
23) سيلاوى، الأنوار الساطعه، ص 375
24) شرهانى، حياة السيّدة خديجه، ص 282.
25) محلاتى، رباحين الشريعة، ج 2، ص 412.
26) اعلام الوري، ص ?? و ???
27) بحار، ج ??، ص ??



کانال هاي ما

اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


نظر سنجي

شما کدام یک از بخش ها این وب را می پسندید؟




جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم