د
تبلیغات X
للوکساید۵
سفارش بک لینک
خرید بک لینک قوی
بک لینک ارزان
کوچینگ
نمایندگی فایروال سوفوس
پوشش داکرومات چیست
نرم افزار حسابداری
بلیط ارمنستان
تراورتن
yummynotes
Best Ever Lotus Biscoff Mug Cake Recipe
yummynotes
تور مالزی
آموزش ارز دیجیتال
نالین

هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 41284 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 74042 نفر
    بازديد سال : 41283 نفر
    کل بازديد : 312825 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1936
    نظرات : 68


http://kajavehdaran.samenblog.com/uploads/k/kajavehdaran/376644.jpg

رمضان می رود و می بـرد از کــف دل ما

آنکه یکمــاه صفــا یـافـت از او محفـل ما
رمضــــان عقده گشا بود گنهکــــاران را
وای اگــر او رود و حل نشـــود مشکل ما


منبع: کانال کربلا





ما چله‌نشین شب یلدای ظهوریم
ما منتظر نوبت برپایی نوریم
ما محو جمال پسر فاطمه هستیم
شب زنده نگهدار به یلدای حضوریم


در شبی به بلندای یک دقیقه بیشتر از شبهای دیگر ، طلوع اولین صبح زمستانی را با گرمی و صمیمیت در کنار خانواده به انتظار می نشینیم، یادی کنیم از کسانی که عشق و عاطفه و محبت و امنیت را از آنان داریم ، یادی کنیم از امام زمان حضرت ولی عصر (عج) که در غم و شادی ما حتی در دوران غیبت حضور دارد و دعا گوی همه هستند و شهدایی که تمام امنیت و آرامش را از آنان داریم ... شهدای دفاع مقدس، شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع سلامت در دوران کرونا و همه درگذشتگانی که سالهای قبل با ما بودند و جایشان خالیست

اللهم صل علی محمد(ص) و آل محمد و عجل فرجه
و الفاتحه مع صلوات و الاخلاص






سرم تو برگه هام بود دیگه داشتم از در خونه می رفتم بیرون که یهو احساس کردم یکی دو تا پای منو گرفته و نمی تونم حرکت کنم ... دیدم دختر کوچکم با قد کوچکش مثلا خواسته منو بغل کنه که من پیشش بمونم و نرم بیرون خونه...


ادامه مطلب ...





هیئت به چهار راهی رسیده بود همه ایستاده بودند که ذاکر روضه رو شروع کرد ...روضه ارباب ادب حضرت ابوالفضل العباس (ع) ...
وسط های روضه بود که دو تا جوون با هم با صدای بلند صحبت می کردند ...مفهوم نبود چی می گن ولی صداشون توجه همه رو جلب کرده بود و تا حدودی روضه رو بهم زده بود هر کسی با نگاه خاصی توام با پرخاشگری نگاه می کرد ...


ادامه مطلب ...





شب تاسوعا بود و روضه حضرت عباس (ع) . تو شلوغی هیئت چراغ ها خاموش بودند و همه سینه می زدند و گریه می کردند. صدای دختربچه کوچولویی بلند شده بود و تو گریه ها و ناله ها گم شده بود...نگاه کردم دیدم اشک تمام پهنای صورتش رو گرفته ... هم اشک میریزه هم باباش رو صدا می زنه و هم هق هق می کنه...رفتم جلو بهش گفتم گریه نکن عزیز دل من چراغ ها روشن بشه بابات میاد دنبالت ...ولی بی قراری می کرد و نمیشد ساکتش کرد....


ادامه مطلب ...





هوا خیلی گرم بود چند بار استارت زدم که ماشین روشن بشه  ولی نشد و هر کاری کردم افاقه نکرد برف ماشین و بنزین کاربراتور  و ...هر چیزی رو چک می کردم مشکلی نداشت همسرم  و بچه جند ماهه ام که نوزاد بود تو ماشین بودند بیرون ماشین هم آفتاب سوزان مرداد ماه بقدری شدید بود که از شدن گرما و نور خیره کننده آفتاب  نمی شد یک متری  خودت رو هم ببینی...


ادامه مطلب ...





به امام زاده که می رسیدیم عزاداری در انتها به روضه یکی از شهدای کربلا ختم می شد و عزادار ها زیارتی هم انجام می دادند و سوار ماشین ها می شدند تا امامزاده بعدی....
تو یکی از امام زاده ها بودیم که چند نفر اومدند و از خادم های هیئت پرسیدند که این موتور سوار کیه دنبال هیئت شما میاد؟


ادامه مطلب ...




 

شب اول محرم است و با استرسی که لازم نیست به زبان بیاورم وارد روضه شده‌ام، آن هم یک روضه مدرسه‌ای. راستش نگران محرم پیش رو هستم.


ادامه مطلب ...






شب های قدر را قدر نهیم تا شاید در مقدرات الهی ،قدری یابیم

التماس دعا





الحمد الله رب العالمین

خداوندا مرا پاکیزه بپذیر

خداوندا عاشق دیدارتم

همان دیداری که موسی را ناتوان از ایستادن و نفس کشیدن نمود








من قاسم سلیمانی ام

من رهرو راه خمینی ام

فخر و شرف دارم ز اربابم

سرباز و جانباز حسینی ام


ادامه مطلب ...





عشق فقط یک کلام حسین علیه السلام

می گفت یه مسیحی دیدم ...

گفتم : شما کجا و بین الحرمین کجا؟!

اون مسیحی گفته بود :

پیغمبرمون فرق میکنه ...

ولی امام حسین مون که یکیه ...!






نام معشوق نبر نزد من از عشق نگو

عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است






روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!
نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!
این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،
پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!




http://kajavehdaran.samenblog.com/uploads/k/kajavehdaran/387554.jpg


یک بیت ناب خواند که نرخ عسل شکست
فرزند آن بزرگ ،که پشت جمل شکست..




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم