درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 7 نفر
    بازديد ديروز : 152 نفر
    بازديد ماه : 3043 نفر
    بازديد سال : 21965 نفر
    کل بازديد : 237639 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1903
    نظرات : 68



مادر سعید چندانی- نوجوان سنّی مذهب سیستانی که به سرطان پیشرفته استخوان مبتلا بود- به سفارش یک پرستار او را به مسجد جمکران آورد و به امام زمان متوسل شد در آنجا سعید به محضر حضرت زهرا و امام زمان مشرف شد و شفا گرفت او و خانواده اش به دلیل شیعه شدن در زاهدان مورد آزار وهابیت قرار گرفتند و به مشهد هجرت کردند در سال 1375 او را مسموم کردند و به شهادت رسانیدند مزارش اکنون در حرم امام رضا (ع) قرار دارد...


ادامه مطلب ...






يك مرد و زن آلمانى همراه دختر خود وارد شدند، پس از تعارفات معمول گفتند: ما آمده ايم به شرف اسلام نايل شويم ...


ادامه مطلب ...




وقتی در برنامۀ شهادت حضرت‌ فاطمه‌زهرا(س) شرکت کردم، یک حالت خاصی داشتم، انگار روحم پرواز کرد، وقتی به خانه آمدم بدون اینکه فکر دیگری بکنم تصمیم گرفتم مسلمان باشم.


ادامه مطلب ...





حجت الاسلام دانشمند : چند وقت پیش توی تهران، توی حسینیه ای منبر میرفتم، یه جوونی اومد نزدیک سی سالش. گفت حاج آقا من با شما کار دارم. گفتم بنویس، گفت نوشتنی نیست. گفتم ببین منو قبول داری؟ گفت آره. گفتم من چند ساله با جوونا کار میکنم، کسی که نتونه حرفشو بنویسه بعدشم نمیتونه بگه. یک و دو و سه و چهار کن و بنویس. گفت باشه...



ادامه مطلب ...







سلمان حدادی یکی از وهابیون تندرو که 300 الی 1000 نفر از شیعیان را وهابی کرده بود ولی با دعوت یک جوان شیعه به مجلس عزای امام حسین (ع) و ....پس از شیعه شدنش و عنایت خانم حضرت زهرا(س) به همسرش و خواب عجیبی که می بیند...
از دست ندهید و حتما ببینید.




حاج گریه مرزوق تهران سینه کربلا فرمود زنی مسجد دیدم

من آخر عمرم است سید حسن! می خواهم یه رازی را با شما در میان بگذارم، دیروز مادرت زهرا (سلام الله علیها) را دیدم، در تب داشتم می سوختم، تو بیداری دیدم نه خواب. گفت: تشنگی بر من غالب شد. سه تا دختر داشتم؛ راضیه، مرضیه و فاطمه....

ادامه مطلب ...



اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم