درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 19262 نفر
    بازديد ديروز : 1 نفر
    بازديد ماه : 19262 نفر
    بازديد سال : 42371 نفر
    کل بازديد : 258045 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1903
    نظرات : 68



این دو دخترم که با من هستند چندی قبل به مرضی دچار شدند که هرچه مداوا کردیم فایده‌ای نداشت حتی پزشکان بیمارستان آمریکایی نیز این دو را جواب کردند، رفته رفته بیماریشان سخت‌تر شد.....


ادامه مطلب ...





وقتی که ازدنیا رفت یکی از بزرگان او را درعالم خواب دید و احوال او را پرسید، اوگفت: وقتی که مرا در قبر نهادند  دو فرشته نکیر و منکر برای سوال و جواب آمدند از توحید و نبوت سوال کردند...

ادامه مطلب ...





روزى حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از شهر مدينه به سوى مزرعه اش خارج شد؛ حضرت سوار قاطر بود و من نيز سوار الاغ شدم و حضرت را همراهى كردم .مقدارى از شهر كه دور شديم ، ناگهان نرّه شيرى سر راه ما را گرفت ، من بسيار ترسيدم ، وليكن شير به سوى حضرت نزديك آمد.....

ادامه مطلب ...





زن جواب داد: خواب بودم ، دیدم زن جوانى وارد ضریح شد كه دستش را به پهلو گرفته بود. وقتى وارد شد، خانم مجلله اى كه در حرم بود، دست و پاهاى او را بوسید و به بى بى فرمود: اى نور چشم من ! این جوان مسیحى را در خانه ات آورده اند، دست خالى بر مگردان .
گفت : مادر! خدا را به جان شما قسم دادم تا حاجت این را روا كند.


ادامه مطلب ...





یکی از ریاضی دانان یهودی که از علم و دانش امام علی(ع) شنیده بود با خود گفت چگونه ممکن است که شخصی در همه زمینه ها استاد باشد. تصمیم گرفت تا سوالی طرح کند تا ایشان را از جواب دادن عاجز کند.


ادامه مطلب ...






شهادت عصا بر امامت، نجات همسایه ، وقوع زلزله و وقایع عجیبی دیگر از معجزات این امام معصوم.....


ادامه مطلب ...





متوکل نیز از تخت به زیر آمده، عرض کرد: یابن رسول الله! چرا نابهنگام تشریف آورده اید؟ و مرتب دستها و صورت حضرت را می بوسید!...


ادامه مطلب ...






يك مرد و زن آلمانى همراه دختر خود وارد شدند، پس از تعارفات معمول گفتند: ما آمده ايم به شرف اسلام نايل شويم ...


ادامه مطلب ...




پرتال قاره رتبه شماره یک تبلیغات و نیازمندی در ایران


حضرت معصومه عليها السلام در اول سال 173 هجري قمري در مدينه چشم به جهان گشود.

پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره مي گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگي و در روز دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در قم به شهادت رسيد كه امروز بارگاه ملكوتي و مرقد مطهرش همچون خورشيدي در قلب شهرستان قم مي درخشد و همواره فيض بخش و نورافشان دلها و جانهاي تشنه معارف حقاني است.


ادامه مطلب ...





آقای رضا حدادی یکی از خدمتگزاران حرم مطهر می‌گوید: روزی پسر بچه فلجی را به حرم آوردند که چشمش کاملاً مچاله شده بود...

ادامه مطلب ...





مادر سعید چندانی- نوجوان سنّی مذهب سیستانی که به سرطان پیشرفته استخوان مبتلا بود- به سفارش یک پرستار او را به مسجد جمکران آورد و به امام زمان متوسل شد در آنجا سعید به محضر حضرت زهرا و امام زمان مشرف شد و شفا گرفت او و خانواده اش به دلیل شیعه شدن در زاهدان مورد آزار وهابیت قرار گرفتند و به مشهد هجرت کردند در سال 1375 او را مسموم کردند و به شهادت رسانیدند مزارش اکنون در حرم امام رضا (ع) قرار دارد...


ادامه مطلب ...




http://kajavehdaran.samenblog.com/uploads/k/kajavehdaran/388519.jpg


مرحوم ایت الله حاج میرزا هاشم خراسانی در (( منتخب التواریخ )) مینویسد:

عالم جلیل ,شیخ محمد علی شامی که از جمله ی علما و محصلین نجف اشرف است،
به حقیر فرمود :
جد امی بلا واسطه ی من , جناب اقا سید ابراهیم دمشقی ,


ادامه مطلب ...




http://kajavehdaran.samenblog.com/uploads/k/kajavehdaran/385670.jpg

یزید بن معاویه (لعنة الله علیهما)، به عبیدالله بن زیاد دستور داد كه سر مطهر فرزند علی(علیه السلام) را با سرهاى جوانان و یاران آن جناب كه در ركاب آن حضرت شهید شده بودند با كالاها و زنان اهل بیت و عیالات آن حضرت را روانه شام نماید.

ادامه مطلب ...





امام (ع ) بيست بار با يك شترى كه داشت ، از مدينه به مكه براى انجام مناسك حج رفت و در تمام اين بيست بار مسافرت (كه هر سفر آن حدود هشتاد فرسخ بود) حتى يك بار تازيانه اش را بر آن شتر نزد، هرگاه شتر، در راه رفتن كندى مى كرد...

ادامه مطلب ...




http://kajavehdaran.samenblog.com/uploads/k/kajavehdaran/385294.jpg

جابر چند قدمى به سوى نوجوان آمد؛ و چون نزديك شد، سؤ ال كرد: نامت چيست ؟
حضرت فرمود: محمّد.
گفت : نام پدرت چيست ؟
فرمود: من پسر علىّ بن الحسين هستم .
گفت : اى عزيزم ! جانم فدايت باد، توئى شكافنده علوم ؟
فرمود: بلى ، آنچه را كه جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را بر آن ماءمور كرده است ، ابلاغ كن ....


ادامه مطلب ...



اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم