درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)

ورود کاربران

موضوعات مطالب

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 2 نفر
    بازديد امروز : 52 نفر
    بازديد ديروز : 17 نفر
    بازديد ماه : 1159 نفر
    بازديد سال : 13528 نفر
    کل بازديد : 95929 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1669
    نظرات : 58



جبرئیل فرود آمد و پس از ابلاغ سلام و تبریک، عرض کرد: خداوند به تو امر کرده که نام فرزند هارون را بر او بگذاری . حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: نام او چه بوده است؟ عرض کرد: «شبر» . حضرت فرمود: زبان ما عربی است . جبرئیل عرض کرد: پس نام او را «حسن » بگذار، و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز چنین کرد ....

ادامه مطلب ...





خادمه حرم بی‌بی رقیه می‌گوید: دیدم یه زن مسیحی فرانسوی وارد شد تو حرم، دیدم دو تا قالیچه خیلی گرانبها آورده می‌گه اینا تقدیم بی‌بی رقیه. بهش گفتم: خانم! من شما را می‌شناسم، شما همسایه حرمی اما مسیحی، دلیل اهدای این قالیچه‌ها چیه؟


ادامه مطلب ...





امام سجاد (ع ) مى گويد: در روز عاشورا پدرم را ديدم كه به دشمن حمله مى كرد و آنها را مى كشت ولى در آن درگيرى بعضى از افراد دشمن را با اينكه زير شمشير او قرار مى گرفتند، پدرم رد مى كرد و آن ها را نمى كشت با اينكه مى توانست آنها را بكشد.


ادامه مطلب ...





امام (ع ) بيست بار با يك شترى كه داشت ، از مدينه به مكه براى انجام مناسك حج رفت و در تمام اين بيست بار مسافرت (كه هر سفر آن حدود هشتاد فرسخ بود) حتى يك بار تازيانه اش را بر آن شتر نزد، هرگاه شتر، در راه رفتن كندى مى كرد...

ادامه مطلب ...





روزى حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از شهر مدينه به سوى مزرعه اش خارج شد؛ حضرت سوار قاطر بود و من نيز سوار الاغ شدم و حضرت را همراهى كردم .مقدارى از شهر كه دور شديم ، ناگهان نرّه شيرى سر راه ما را گرفت ، من بسيار ترسيدم ، وليكن شير به سوى حضرت نزديك آمد.....

ادامه مطلب ...





متوکل نیز از تخت به زیر آمده، عرض کرد: یابن رسول الله! چرا نابهنگام تشریف آورده اید؟ و مرتب دستها و صورت حضرت را می بوسید!...


ادامه مطلب ...




http://kajavehdaran.samenblog.com/uploads/k/kajavehdaran/385294.jpg

جابر چند قدمى به سوى نوجوان آمد؛ و چون نزديك شد، سؤ ال كرد: نامت چيست ؟
حضرت فرمود: محمّد.
گفت : نام پدرت چيست ؟
فرمود: من پسر علىّ بن الحسين هستم .
گفت : اى عزيزم ! جانم فدايت باد، توئى شكافنده علوم ؟
فرمود: بلى ، آنچه را كه جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را بر آن ماءمور كرده است ، ابلاغ كن ....


ادامه مطلب ...





طاووس گفت : اى ابوجعفر! آيا مى دانى چه زمانى يك سوّم جمعيّت روى زمين هلاك و كشته شد؟
امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: اى ابو عبدالرّحمن ! يك سوّم نبود؛ بلكه يك چهارم جمعيّت هلاك و نابود گرديد.
طاووس گفت : صحيح مى فرمائى ، حقّ با شما است ، اكنون بفرما كه چگونه چنان شد؟....


ادامه مطلب ...





در يكى از شب ها، پدرم تاءخير نمود و به موقع هميشه به منزل نيامد، من در فكر فرو رفتم و ناراحت شدم كه چه شده است ، و چرا آن حضرت در وقت هميشگى نيامد؟...


ادامه مطلب ...






شهادت عصا بر امامت، نجات همسایه ، وقوع زلزله و وقایع عجیبی دیگر از معجزات این امام معصوم.....


ادامه مطلب ...




http://islamoriente.com/sites/default/files/cckfilefield/Articles_image/La%20wilayat%20(la%20autoridad%20investida%20en%20el%20Profeta%20y%20sus%20sucesores%20como%20representantes%20de%20Dios%20sobre%20tierra%20.jpg

شيخ سفارش‌هاي لازم را به معماران و مسؤلان ساخت حرم كرده، بسيار سفارش مي‌‌كنند كه كار را متوقف نكنند و ساخت حرم را پيش برده به اتمام برسانند؛ به جز سر در دروازه اصلي حرم (دروازه ورودي به حرم و ضريح مقدس، نه دروازه صحن). چرا كه شيخ در نظر داشته روي آن كتيبه‌اي را كه از اشعار خودش بوده نصب نمايد...


ادامه مطلب ...





آقای رضا حدادی یکی از خدمتگزاران حرم مطهر می‌گوید: روزی پسر بچه فلجی را به حرم آوردند که چشمش کاملاً مچاله شده بود...

ادامه مطلب ...





حضرت در همان حالتي كه نشسته بود صدا زد: طاووس!
ناگهان طاووسي پرواز كنان جلوي حضرت آمد، بعد از آن صدا زد: كلاغ! و كلاغي هم نزد حضرت آمد؛ و سپس يك كبوتر و يك باز شكاري را صدا نمود و آن دو نيز نزد حضرت حاضر شدند.....


ادامه مطلب ...





یکی از ریاضی دانان یهودی که از علم و دانش امام علی(ع) شنیده بود با خود گفت چگونه ممکن است که شخصی در همه زمینه ها استاد باشد. تصمیم گرفت تا سوالی طرح کند تا ایشان را از جواب دادن عاجز کند.


ادامه مطلب ...





نعمان بن حارث فهری، خدمت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم عرض کرد: تو به ما دستور دادی که به یگانگی خدا و این که تو فرستاده او هستی، شهادت بدهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس به ما دستور جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی و ما، همه ی اینها را پذیرفتیم، اما با همه اینها راضی نشدی تا اینکه این جوان (اشاره به علیه علیه السّلام) را به جانشینی خود منصوب کردی و گفتی: «مَن کُنتُ مَولاهُ ... »، آیا این سخنی از ناحیه خودت است یا از سوی خدا؟...


ادامه مطلب ...



کانال هاي ما

اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


نظر سنجي

شما کدام یک از بخش ها این وب را می پسندید؟




جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم