X
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 1 نفر
    بازديد ديروز : 9 نفر
    بازديد ماه : 2417 نفر
    بازديد سال : 18913 نفر
    کل بازديد : 234587 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1902
    نظرات : 68


مرحوم ایت الله حاج میرزا هاشم خراسانی در (( منتخب التواریخ )) مینویسد:
عالم جلیل ,شیخ محمد علی شامی که از جمله ی علما و محصلین نجف اشرف است،
به حقیر فرمود :
جد امی بلا واسطه ی من , جناب اقا سید ابراهیم دمشقی ,
که نسبش منتهی میشود به سید مرتضی علم الهدی
و سن شریفش از نود افزون بود و بسیار شریف و محترم بودند,
سه دختر داشتند و اولاد ذکور نداشتند .
شبی دختر بزرگ ایشان , جناب حضرت رقیه بنت الحسین عليها السلام را در خواب دید که فرمود :

(( به پدرت بگو به والی بگوید میان قبر و لحد من اب افتاده و بدن من در اذیت است ; بیاید و قبر و لحد مرا تعمیر کند ))
دخترش به سید عرض کرد , و سید به خواب ترتیب اثری نداد .
شب دوم , دختر وسطی سید باز همین خواب را دید . به پدر گفت , و او همچنان ترتیب اثری نداد.
شب سوم , دختر کوچکتر سید همین خواب را دید و به پدر گفت , ایضا ترتیب اثری نداد.
شب چهارم خود سید مخدره را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند : (( چرا والی را خبر نکردی؟!))


http://kajavehdaran.samenblog.com/uploads/k/kajavehdaran/388519.jpg


صبح سید نزد والی شام رفت و خوابش را برای والی شام نقل کرد.

والی امر کرد علما و صلحای شام , از سنی و شیعه , بروند و غسل کنند و لباسهای نظیف در بر کنند , انگاه به دست هر کس قفل درب باز شد , همان کس برود و قبر مقدس او را نبش کند، و جسد مطهرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهر را تعمیر کنند.

بزرگان و صلحای شیعه و سنی , در کمال اداب غسل نموده و لباس نظیف در بر کردند .
قفل به دست هیچ کس باز نشد, مگر به دست مرحوم ابراهیم. بعد هم به حرم مشرف شدند , هر کس کلنگ بر قبر میزد کارگر نمیشد تا ان که سید مزبور کلنگ را گرفت و بر زمین زد و قبر کنده شد . بعد حرم را خلوت کردند و لحد را شکافتند, دیدند بدن نازنین مخدره میان لحد قرار دارد, و کفن ان مخدره مکرمه صحیح و سالم میباشد, لکن اب زیاد میان لحد جمع شده است. سید بدن شریف مخدره را از میان میان لحد بیرون اورد و بر روی زانوی خود نهاد
و سه روز همینطور بالای زانوی خود نگه داشت و متصل گریه میکرد تا ان که لحد مخدره را از بنیاد تعمیر کردند . اوقات نماز که میشد, سید بدن مخدره را بر بالای شئ نظیفی میگذاشت و نماز میگزارد.
بعد از فراق باز بر میداشت و بر زانو مینهاد تا ان که از تعمیر قبر و لحد فارق شدند.
و در نهايت سید بدن مخدره را دفن کرد ...
و از کرامت این مخدره؛ در این سه روز، سید نه محتاج غذا شد و نه محتاج اب و نه محتاج وضو ...
بعد که خواست مخدره را دفن کند , سید دعا کرد خداوند پسری به او مرحمت فرمود, مسمی به سید مصطفی...



اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم