درباره وبلاگ
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)
ورود کاربران
آخرين مطالب ارسالي
- حلول ماه مبارک رمضان 1447 هجری قمری سال 1404 شمسی
- ولادت حضرت علی اکبر
- میلاد حضرت سید الشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)،امام سجاد(ع)
- وفات حضرت زینب (س)
- شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
- مبعث پیامبر اسلام (ص)
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
- شهادت ختم رسل ، محمد رسول الله (ص) تسلیت باد
- شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
- اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد
- زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
- شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
- اول صفر ورود اهل بیت (ع) به شام
- وقایع روز نوزدهم محرم حركت كاروان اسرا به شام و وقایع عجیب این سفر
- وقایع روز سیزدهم محرم مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه
- روز سیزدهم محرم - تدفین پیکر شهدای کربلا
- وقایع روز دوازدهم محرم سخنان حضرت زینب (س) در ورود به کوفه
- شهادت امام سجاد علیه السلام
- وقایع روز یازدهم محرم حرکت کاروان اسرا به کوفه
- ۱۱ معجزه بعد از عاشورا
نويسندگان
آمار بازديد
آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 109796 نفر
بازديد ديروز : 32758 نفر
بازديد ماه : 142554 نفر
بازديد سال : 109795 نفر
کل بازديد : 381337 نفر
تعداد اعضا : 10 نفر
کل مطالب : 1983
نظرات : 69
داستان دو جوان جویای کار متوسل به هیئت عزاداری و گره گشایی از کارشان

روزهای عاشقی و دل دادگی رسیده...دیگه از زمین و زمان باید برید و به خود حضرت سید الشهدا (ع) و آقا ابوالفضل(ع) متوسل شد تا انشا الله گشایشی در کار دنیا و عقبی رخ بده این داستان رو که در هیئت ما چندین سال قبل اتفاق افتاد رو امروز براتون نقل می کنم خصوصا جوان های جویای کار انشا الله که مشکل شما هم حل بشه...
تو سال هایی که تصمیم به ساخت علامت برای هیئت داشتیم و پارچه های پرچم و کتل رو آماده می کردیم نیاز داشتیم که یک خطاط متن ها رو برای روی پرچم و کتل طراحی کنه و دنبال چنین کسی می گشتیم. پدر یکی از بچه محل های خودمون به ما مراجعه کرد و گفت شنیدم دنبال کسی برای این کار می گردید. ما هم گفتیم بله ..شما کسی رو سراغ دارید؟
ما هم گفتیم چشم حتما ...ما از خدا می خوایم که همه جوان ها سر و سامان بگیرند.
رفتیم و ایشون رو دیدیم و کار رو سپردیم دستشون و خیلی کار رو هم عالی انجام داد و با مبلغ کم که همون رو هم قبول نمی کرد ولی گفتیم نیت ما این است که این پول برکت زندگی ات بشه....
شکر خدا به یک سال نرسید و ایشون کار خیلی خوبی در تهران پیدا کرد و یکی از طراحان و گرافیست های بنام شد و وضعیت زندگی اش هم خوب شد.
امیدوارم که هر کجا که این دوست عزیز هستند سلامت و عاقبت به خیر باشند...
داستان دوم :
تو سال هایی که نیاز داشتیم یک انبار برای هیئت درست کنیم یه اتاق کوچک ته مسجد که نمور و خیلی داغون بود رو با هماهنگی هیئت امنا مسجد گرفتیم تا تعمیر کنیم همه بچه ها کمک می کردند تا این مکان رو درست کنیم . همه کارها درست شد رسیدیم به گچ کاری...از اونجایی که کار ساده ایی برای همه نبود و باید اوسا کار می آوردیم دنبال این بودیم که کسی این کار رو انجام بده ...
یه روز یکی از جوان هاو بچه های خوب و دوست داشتنی که لیسانس حقوق هم بود اومد سراغ ما و گفت شنیدم گچ کار می خواین برای انبار ...گفتیم آره چطور؟ گفت من گچ کاری می کنم...راستش نمی دونستیم که این جوان با غیرت حتی با داشتن لیسانس هم بیکار ننشسته و میره گچ کاری...تحسینش کردیم...و گفتیم خوب اوسا چقدر اجرتش میشه؟...البته برای هیئت تخفیف هم باید بدی؟
ایشون گفت من از اول شنیدم نیت کردم این کار رو برای هیئت رایگان انجام بدم تا انشا الله کار من هم درست بشه برم سر کاری که با رشته ام تحصیلی ام هماهنگ باشه ... ما هم تصدیق کردیم چون این بنده خدا کلی هزینه تحصیل در دانشگاه آزاد کرده بود و حالا تو این شرایط داشت می گذروند ....ما هر چه خواستیم به ایشون مبلغی بدیم که برکت و به قول قدیمی ها ته کیسه باشه براش قبول نکرد گفت من اینجوری نیت کردم....و حتی یادمه تاکید کرد اگه قبول کنید من این کار رو مجانی انجام بدم من هستم وگرنه برید سراغ یکی دیگه....
شکر خدا ایشون هم اومد کار انبار هیئت رو انجام داد و سال بعد کار ایشون هم پا گرفت اول تو بخش حقوقی یک سازمان دولتی مشغول به کار شد و چند سال بعد برای خودش مستقل شد و دفترخانه ای تاسیس کرد...
خواستم با تعریف کردن این دو تا اتفاق به دوستان یادآوری کنم که در راه زندگی مایوس نباشید ما به حکم مسلمان و شیعه بودن مون صاحبان اهل کرامت و بزرگی رو داریم که اگر واقعا هم سعی و تلاش خودمون رو بکنیم و هم متوسل به این بزرگواران بشیم مطمئن باشید حتما به مراد و مقصود خواهیم رسید.
یا علی
جمعی از خادمین هیئت عزاداری
تعداد بازديد : 160 | ارسال نظر(0) | نسخه قابل چاپ | موضوع: وقایع هیئت عزاداری,
برچسب ها: توسل دو جوان بیکار و گره گشایی از کارشان
جستجو
پربازديدترين مطالب
پيوندها
- پرچم سرخ یا حسین
- مختارنامه ای ها
- پایگاه جامع عاشورا
- ایران و جهان چند قطبی
- ایران ارتوپد
- دریای خزر
- داستان برای کودکان و نوجوانان
- تغذیه سالم و درست
- هیئت انصارالحسین (ع) شهدای آذریهای تنکابن
- هیئت انصار الحسین
- بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
- بچه های شیعه
- سایت مسجد جمکران
- پایگاه اطلاع رسانی تعزیه ایران
- تجربه های آموزشی قرآنی
- دار الایتام امام هادی (ع)
- آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
- کوچکترین مرد کربلا
- پایگاه مقاومت شهدای پسکلایه کوچک
- شجره طیبه صالحین
- فروشگاه اسلام مارکت
- آموزش مداحی امیرپور خادم العباس
- شیعه نیوز
- شیعه لیدرس
- هاست رایگان
- پوسترهای مذهبی
- مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)
- دختران آفتاب
- سایت آیت الله سیستانی
- مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
- تو فقط لیلی باش
- طرح عفاف و ترویج حجاب
- حسینیه نوحه
- طراحی سایت
- ریاحین
- سبک زندگی اسلامی
- کتابخانه احادیث شیعه
- اسلام کوئست
- مسجد الزهرا
- عقیق




