تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 109796 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 142554 نفر
    بازديد سال : 109795 نفر
    کل بازديد : 381337 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1983
    نظرات : 69



روزهای عاشقی و دل دادگی رسیده...دیگه از زمین و زمان باید برید و به خود حضرت سید الشهدا (ع) و آقا ابوالفضل(ع) متوسل شد تا انشا الله گشایشی در کار دنیا و عقبی رخ بده این داستان رو که در هیئت ما چندین سال قبل اتفاق افتاد رو امروز براتون نقل می کنم خصوصا جوان های جویای کار انشا الله که مشکل شما هم حل بشه...



داستان اول:
تو سال هایی که تصمیم به ساخت علامت برای هیئت داشتیم و پارچه های پرچم و کتل رو آماده می کردیم نیاز داشتیم که یک خطاط متن ها رو برای روی پرچم و کتل طراحی کنه و دنبال چنین کسی می گشتیم. پدر یکی از بچه محل های خودمون به ما مراجعه کرد و گفت شنیدم دنبال کسی برای این کار می گردید. ما هم گفتیم بله ..شما کسی رو سراغ دارید؟
ایشون گفت پسرم خطاط هست تو خونه کار می کنه و فعلا این جوری اموراتش رو می گذرونه شما این کار بدید به ایشون انجام بده یه مبلغ کمی هم به ایشون بدید بابت این کار که انشا الله برکت روزی اش بشه و بره سر کار و اوضاع احوالش رو براه بشه...
ما هم گفتیم چشم حتما ...ما از خدا می خوایم که همه جوان ها سر و سامان بگیرند.
رفتیم و ایشون رو دیدیم و کار رو سپردیم دستشون و خیلی کار رو هم عالی انجام داد و با مبلغ کم که همون رو هم قبول نمی کرد ولی گفتیم نیت ما این است که این پول برکت زندگی ات بشه....
شکر خدا به یک سال نرسید و ایشون کار خیلی خوبی در تهران پیدا کرد و یکی از طراحان و گرافیست های بنام شد و وضعیت زندگی اش هم خوب شد.
امیدوارم که هر کجا که این دوست عزیز هستند سلامت و عاقبت به خیر باشند...

داستان دوم :
تو سال هایی که نیاز داشتیم یک انبار برای هیئت درست کنیم یه اتاق کوچک ته مسجد که نمور و خیلی داغون بود رو با هماهنگی هیئت امنا مسجد گرفتیم تا تعمیر کنیم همه بچه ها کمک می کردند تا این مکان رو درست کنیم . همه کارها درست شد رسیدیم به گچ کاری...از اونجایی که کار ساده ایی برای همه نبود و باید اوسا کار می آوردیم دنبال این بودیم که کسی این کار رو انجام بده ...
یه روز یکی از جوان هاو بچه های خوب و دوست داشتنی که لیسانس حقوق هم بود اومد سراغ ما و گفت شنیدم گچ کار می خواین برای انبار ...گفتیم آره چطور؟   گفت من گچ کاری می کنم...راستش نمی دونستیم که این جوان با غیرت حتی با داشتن لیسانس هم بیکار ننشسته و میره گچ کاری...تحسینش کردیم...و گفتیم خوب اوسا چقدر اجرتش میشه؟...البته برای هیئت تخفیف هم باید بدی؟
ایشون گفت من از اول شنیدم نیت کردم این کار رو برای هیئت رایگان انجام بدم تا انشا الله کار من هم درست بشه برم سر کاری که با رشته ام تحصیلی ام هماهنگ باشه ... ما هم تصدیق کردیم چون این بنده خدا کلی هزینه تحصیل در دانشگاه آزاد کرده بود و حالا تو این شرایط داشت می گذروند ....ما هر چه خواستیم به ایشون مبلغی بدیم که برکت و به قول قدیمی ها ته کیسه باشه براش قبول نکرد گفت من اینجوری نیت کردم....و حتی یادمه تاکید کرد اگه قبول کنید من این کار رو مجانی انجام بدم من هستم وگرنه برید سراغ یکی دیگه....
شکر خدا ایشون هم اومد کار انبار هیئت رو انجام داد و سال بعد کار ایشون هم پا گرفت اول تو بخش حقوقی یک سازمان دولتی مشغول به کار شد و چند سال بعد برای خودش مستقل شد و دفترخانه ای تاسیس کرد...
خواستم با تعریف کردن این دو تا اتفاق به دوستان یادآوری کنم که در راه زندگی مایوس نباشید ما به حکم مسلمان و شیعه بودن مون صاحبان اهل کرامت و بزرگی رو داریم که اگر واقعا هم سعی و تلاش خودمون رو بکنیم و هم متوسل به این بزرگواران بشیم مطمئن باشید حتما به مراد و مقصود خواهیم رسید.

یا علی   
جمعی از خادمین هیئت عزاداری




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم