تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 109799 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 142557 نفر
    بازديد سال : 109798 نفر
    کل بازديد : 381340 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1983
    نظرات : 69


Thumb



حسین(ع) سفینة النجاة است

عبیدالله حکمِ ده ‏سالة حکومت ری را برای عمرسعد نوشت، امّا به او نداد. عمرسعد بلافاصله بعد از اینکه از کربلا برگشت و به کوفه رسید، گفت آن حکمی که برای من نوشتی را بده. عبیدالله گفت آن کاغذ را گم کردم! عمرسعد گفت یعنی چه که گم کردم؟! وقتی عمرسعد از پیش عبیدالله برگشت، گفت هیچ کس بدتر از من به خانه‌اش بازنگشت؛ زیرا از امیری فاجر و ظالم اطاعت کردم و عدالت را پای‏مال و قرابت را قطع کردم و به هیچ چیز هم نرسیدم! پس مبادله‌ای هم با او نشد. لذا گرچه خیلی‌ها می‌گویند دینش را به دنیا فروخت، امّا من به این مطلب اشکال دارم. حال و روز او بدتر از این حرف‏ها بود!


من یک‏وقت می‌گفتم یک گوسفند را وقتی می‌خواهند به کشتارگاه ببرند یک دسته علف به او نشان می‌دهند تا حیوان به دنبال علف راه بیفتد و به کشتارگاه برود. امّا کنار گوش حیوان هرقدر هم بگویی «با من بیا تا به تو علف بدهم»، هیچ‌وقت با وعدة علف دنبالت راه نمی‌افتد! امّا این انسان ضعیفِ بدبخت که اَشرف مخلوقات عالم است، با «وعدة دنیا» فریب می‌خورد!


روز تاسوعا بود که امام حسین(علیه السلام) با عمرسعد و بیست نفر از دشمنان ملاقات کردند. از این طرف خودِ حسین(علیه السلام) بود و فقط عبّاس(علیه السلام) و علی‏اکبر(علیه السلام) همراه ایشان بودند. حضرت به عمرسعد را نصیحت فرمود که این چه کاری است که داری می‌کنی؟ عمرسعد گفت اگر با تو نجنگم، املاکم را می‌گیرند؛ حضرت فرمود من به‏جای آن املاک به تو مِلک می‌دهم. گفت خانه‌ام را خراب می‌کنند؛ حضرت فرمود من خانة بهتری به تو می‌دهم. یعنی به او فرمود من حتّی از نظر دنیایی هم همان وعده‌ای را به تو می‌دهم که آن فاسق فاجر ظالم به تو داده است. او بهتر است یا منِ پسرِ پیغمبرِ عادل؟! بعد که حضرت دیدند امیدی به او نیست، به او فرمودند به خدا قسم امید من این است که تو به چیزی از گندم ری نرسی. امّا عمرسعد استهزا کرد و گفت جویِ ری هم که باشد، برای من کافی است.


این خبیث اصلاً مسخ شده بود. لذا به وعدة حکومت و به وعدة دنیا دینش را فروخت. خدا شاهد است که انسان متحیّر می‌ماند، وقتی می‌بیند که این ولیّ خدا می‌خواهد دست این بدبخت را بگیرد و او را نجات دهد، آن‌وقت این انسان مسخ‌شده این‌طور جواب می‌دهد. انبیا و اولیا و اوصیا همگی کارشان هجرت‏دادنِ انسان‌ها بود. این‌ها آمده بودند ما را از حیوانیّت به وادی انسانیّت بکشانند و هجرت بدهند. ببینید که این‌ها چه‏قدر محبّت دارند و چه‏قدر لطف دارند. «إنَّ الحُسَینَ مِصبَاحُ الهُدی وَ سَفینَةُ النَّجاة»؛ «سفینة نجات» می‌دانی یعنی چه؟ نجات غریق آن قایقی است که وقتی می‌بینید کسی در آب دارد خفه می‌شود، خودش را می‌رساند و دستش را می‌گیرد و از مهلکه بیرون می‏آورد. حسین(علیه السلام) این کارها را می‌کند...

السلام علیک یا اباعبدالله...


منبع: روضه نیوز




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم