درباره وبلاگ
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)
ورود کاربران
آخرين مطالب ارسالي
- حلول ماه مبارک رمضان 1447 هجری قمری سال 1404 شمسی
- ولادت حضرت علی اکبر
- میلاد حضرت سید الشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)،امام سجاد(ع)
- وفات حضرت زینب (س)
- شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
- مبعث پیامبر اسلام (ص)
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
- شهادت ختم رسل ، محمد رسول الله (ص) تسلیت باد
- شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
- اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد
- زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
- شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
- اول صفر ورود اهل بیت (ع) به شام
- وقایع روز نوزدهم محرم حركت كاروان اسرا به شام و وقایع عجیب این سفر
- وقایع روز سیزدهم محرم مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه
- روز سیزدهم محرم - تدفین پیکر شهدای کربلا
- وقایع روز دوازدهم محرم سخنان حضرت زینب (س) در ورود به کوفه
- شهادت امام سجاد علیه السلام
- وقایع روز یازدهم محرم حرکت کاروان اسرا به کوفه
- ۱۱ معجزه بعد از عاشورا
نويسندگان
آمار بازديد
آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 109796 نفر
بازديد ديروز : 32758 نفر
بازديد ماه : 142554 نفر
بازديد سال : 109795 نفر
کل بازديد : 381337 نفر
تعداد اعضا : 10 نفر
کل مطالب : 1983
نظرات : 69
هندویی که به برکت روضه امام حسین(ع) مسلمان شد

ما
در منطقه ساکنیم که همه جا هندو و بت پرست است، اما نزدیک خانه ما جمعیت
مسلمانان نیز بود , هفتاد الی هشتاد خانه در فاصله یک کیلومتری ما که همه
شیعه بودند . آنها زمین زیاد داشتند، ما هم به خاطر شغلمان با آنها بر روی
یک زمین کشاورزی کار می کردیم .در وسط آن
منطقه شیعه نشین , یک حسینیه بود که هر پنج شنبه در آن روضه برگزار می
کردند . من نیز به بهانه خوردن شیرینی بعد از روضه به آنجا می رفتم !
در گفت وگو با یکی از مستبصرین نحوه تشرف وی به اسلام را جویا شده است.
خودتان را معرفی کنید ؟
من
سوباش چاندرا 45 ساله از ایالت اوتار پرادش(UP) هندوستان هستم، جمعیت
ایالت ما بیش از دو برابر ایران چیزی حدود 170 میلیون نفر. مردم آنجا به
کشاورزی , ماشین آلات و قطعات کامپیوتر مشغول اند , اما کشت برنج و گندم
بیشتر از همه است . پدر من نیز یک کشاورز است . خودم نیز کشاورز بودم . ما
یک خانواده هشت نفری هستیم .
تا چند سالگی هندوستان بودید و دینتان چه بود ؟
فکر
کنم تا پانزده سالگی هندوستان بودم . دینم هندو بود «بت پرست»! البته در
بین هندوها نیز فرقه های مختلفی وجود دارد که بیشتر منطقه ای هستند .
آنها برای خدایشان چه می کنند؟
هر
منطقه یک بت دارد که در تاریخ های مخصوص و مراسم های مخصوص , غذا درست می
کنند , در جلوی بت قرار می دهند حدود نیم ساعتی می ماند , بعد غذا را به
خانه می آورند و تقسیم می کنند یا بت را می شویند و آن آب را به عنوان تبرک
می برند یا خانم ها خال هندویشان را به بت می زنند تا نشان دهند که به
زیارت آن بت رفته اند .
چگونه با اسلام آشنا شدید ؟
ما
در منطقه ساکنیم که همه جا هندو و بت پرست است، اما نزدیک خانه ما جمعیت
مسلمانان نیز بود , هفتاد الی هشتاد خانه در فاصله یک کیلومتری ما که همه
شیعه بودند . آنها زمین زیاد داشتند، ما هم به خاطر شغلمان با آنها بر روی
یک زمین کشاورزی کار می کردیم . من برای کمک به پدر بزرگم به آنجا می رفتم و با
بچه های شیعیان دوست شدم، قبل ازآن خیلی متعصب بودم , اگر مسلمانان به
چیزی دست می زدند آن را نجس می دانستیم و غذای آنها را لب نمی زدم، اما بعد
از دوستی با شیعیان به تدریج این حس کم شد، مثلا با آنها انبه می خوردم .
و اندک اندک تعصبم کاملا از بین رفت تا جایی که گاهی به خانه آنها می رفتم
و غذا می خوردم . آنها نیز واکنشی نشان نمی دادند .
در وسط آن
منطقه شیعه نشین , یک حسینیه بود که هر پنج شنبه در آن روضه برگذار می
کردند . من نیز به بهانه خوردن شیرینی بعد از روضه به آنجا می رفتم !
ادامه داستان و حضور در روضه را بفرمایید .
بله
من فقط برای خوردن شیرینی که در پایان روضه تقسیم می کردند به آنجا می
رفتم . این کار سه الی چهار سال طول کشید . وقتی می گفتند سبحان الله و
ماشاء الله , می فهمیدم روضه دارد شروع می شود. زمانی که شروع می کردن به
گریه کردن , می فهمیدم روضه دارد تمام می شود، با خودم میگفتم , مسلمانان
که اینگونه گریه حتما کسی از آنها مرده است . کنار منزل ما یک شیعه زندگی
می کرد . یک زن که هنوز هم زنده است، روزی به او گفتم چرا گریه می کنید ؟
گفتند: شما طرفدار امام حسین (علیه السلام) هستید یا یزید ؟ من هیچ کدام را
نمی شناختم چون آنها در روضه ها به اردو صحبت می کردند . اما از نحوه نام
بردن ایشان فهمیدم , امام حسین (علیه السلام) انسان خوبی است و یزید خوب
نیست . من نیز دلم را به آب زدم وگفتم امام حسین (علیه السلام) ! ایشان
شروع کردند به توضیح دادن پیرامون , مکه , مدینه , کربلا , پیامبر (ص) ,
حضرت علی (علیه السلام) , امام حسین (علیه السلام) و....
از آن صحبت ها چیزی یادتان هست ؟
بله
از امام حسین (علیه السلام) و کربلا خیلی می گفتند؛ مخصوصا آن داستانی که
امام حسین (علیه السلام) به سپاه حر آب دادند . هر آنچه ایشان یاد می
داشتند تعریف می کردند و بعد دوباره تکرار می کردند، با خودم گفتم اینها را
که بلدم پس باید برای بیشتر دانستم پیش کسی دیگری بروم . دو کیلومتر دور
تر از محله مسلمانان، حسینیه بزرگ دیگری بود که زمین های زیادی داشت ,
متولی آن نیز یک هندو بود که تا الان نیز هست . یک بت پرست که خیلی به امام
حسین علیه السلام عقیده داشت .
مطلبی بگویم، شاید باور
نکنید . زمان تخریب مسجد بابری , بعضی از هندوها می خواستند حسینیه را
خراب کنند و زمین های آن را هم تصرف کنند . این خبر به گوش آن مرد بت پرست
رسید . او تنها بود چون مسلمانان دو کیلومتر با او فاصله داشتند , از
آنجایی که او پولدار و با نفوذ بود، ,تعدادی اسلحه آماده کرد و هر یک از
خانواده اش را نگهبان یک قسمت از حسینیه قرار داد . به آنها گفته بود، تا
وقتی ما زنده هستیم کسی حق ندارد به حسینیه نزدیک شود، درصورتی آنها می
توانند به حسینیه دست بزنند که همه ما از بین رفته باشیم .زمانی که هندو ها
شنیدند که آنها حاضرند برای امام حسین (علیه السلام) چه ها کنند , ترسیدند
و فرار کردند .
پنجشنبه هر ماه , که ما " نوچَندی" می
گوییم در آنجا روضه برگزار می شود , من نیز در آنجا شرکت می کردم با اینکه
دعا یاد نداشتم، اما لب هایم را تکان می دادم و دستانم را بالا می بردم .
پشت سر من یک معلم نشسته بود , بعد از اتمام روضه به من گفت : خوب نقش بازی
کردی ! من نیز گفتم اگر چنین نکنم می فهمند، هندو هستم و بیرونم می کنند .
ایشان که الان بازنشست شدند , شروع کردند به صحبت کردن درباره ائمه (علیهم
السلام). بعضی وقت ها نیز قرآن و نهج البلاغه می خواندند، تفکرم 180 درجه
عوض شد، آنچه شنیده بودم چیزی بود و آنچه عقیده داشتم چیز دیگری و آنچه
ایشان می گفت کاملا متفاوت با قبلی ها !
برای پدر و مادرتان دل تنگ نمی شود ؟
چرا
, تنگ می شود . پدر و مادرم خیلی انسان های خوبی هستند . درست است هندو و
بت پرست اند اما آنها , مخصوصا پدرم به امام حسین (علیه السلام) عقیده
خاصی دارند . وقتی من از خانه فرار کرده بودم , یک ماه دنبال من می گشتند ,
طوری که پدرم مریض شده بود و دکتر هم بی فایده بود، سرانجام ایشان به
حسینیه می رود و می گوید پسر خودم را از امام حسین (علیه السلام) می خواهم !
پدرم شفا می گیرد . ایشان یک چراغ نفتی می خرد و وقف حسینیه می کند و می
گوید، این فقط برای روضه امام حسین (علیه السلام) است . الان نیز آن چراغ
هست . یکبار دیگر یادم هست وقتی بچه بودم و به روضه می رفتم، در مکانی که
به مناسبت عاشورا دسته وخیمه های کربلا را درست کرده بودند، پدرم به من
گفت، کجا می روی ؟ گفتم کربلا ! او گفت، می خواهی با دوچرخه به روضه امام
حسین(علیه السلام) بروی ؟! زود دوچرخه را کنار بگذار و پیاده برو ! من نیز
از ترس پدرم , دوچرخه را کنار گذاشتم و پیاده رفتم . خانواده ام به اهل
البیت (علیهم السلام) و مخصوصا به امام حسین (علیه السلام) خیلی احترام می
گذارند . ناراحتی و دلتنگی من این است که نتوانستم آنها را به اسلام دعوت و
سوار کشتی اهل البیت (علیهم السلام) کنم . البته برادر کوچکترم مسلمان شده
و به ایران هم آمده و الان در کویت است .
به گزارش «شیعه نیوز»،
تعداد بازديد : 128 | ارسال نظر(0) | نسخه قابل چاپ | موضوع: ره یافتگان,
برچسب ها: هندویی که به برکت روضه امام حسین ع مسلمان شد
جستجو
پربازديدترين مطالب
پيوندها
- پرچم سرخ یا حسین
- مختارنامه ای ها
- پایگاه جامع عاشورا
- ایران و جهان چند قطبی
- ایران ارتوپد
- دریای خزر
- داستان برای کودکان و نوجوانان
- تغذیه سالم و درست
- هیئت انصارالحسین (ع) شهدای آذریهای تنکابن
- هیئت انصار الحسین
- بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
- بچه های شیعه
- سایت مسجد جمکران
- پایگاه اطلاع رسانی تعزیه ایران
- تجربه های آموزشی قرآنی
- دار الایتام امام هادی (ع)
- آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
- کوچکترین مرد کربلا
- پایگاه مقاومت شهدای پسکلایه کوچک
- شجره طیبه صالحین
- فروشگاه اسلام مارکت
- آموزش مداحی امیرپور خادم العباس
- شیعه نیوز
- شیعه لیدرس
- هاست رایگان
- پوسترهای مذهبی
- مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)
- دختران آفتاب
- سایت آیت الله سیستانی
- مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
- تو فقط لیلی باش
- طرح عفاف و ترویج حجاب
- حسینیه نوحه
- طراحی سایت
- ریاحین
- سبک زندگی اسلامی
- کتابخانه احادیث شیعه
- اسلام کوئست
- مسجد الزهرا
- عقیق




