تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
فایل گپ
بیگ بلاگ
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
ال تی پارت
چاپخانه قزوین
استارتاپ
خرید ملک در دبی
آموزش خلبانی
دانلود فارسی ساز بازی ها


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 72791 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 105549 نفر
    بازديد سال : 72790 نفر
    کل بازديد : 344332 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1982
    نظرات : 69


Thumb

چه زود شستی از آن دستهای زیبا دست

کشید از سر دنیایت آرزوها دست

شب ولادت تو قلب مادرت لرزید

و داد حال عجیبی برای بابا دست

گرفت دست ترا (غرق بوسه باران) کرد

که راز هجرت سرخ تو بود فردا دست

زمان گذشت و گذشت و رسید عاشورا

رسید تا بدهد امتحان خود را دست

بیا که صد گره کور از طناب حیات

شبی به ناخن تدبیر می کند وا دست

هوای آب دلش را ز شعله آکند ست

نمی کند دمی از آب تیغ پروا دست

شب مکاشفه از خواب، چشم پوشیدی

حجابه ای زمان را کنار زد تا دست

هزار گونه هنر ریخت از هر انگشتش

در آن هنرکده غوغا نمود غوغا دست

ز دست قدِّ کسی چون تو بر نمی آمد

قیامتی که در آن دشت کرد برپا دست

چنان تکان به زمین و به آسمان دادی

که داد بر تو تکان از بهشت زهرا دست

به ضرب شست تو پی برد روبه مکار

چگونه روبهکان رو به رو شود با دست

بساط حیله گشودست و باب تردستی

و کودکان بدعا برده اند بالا دست

و دشمن تو زبون بود و خوب می دانست

که هست شرط نخستین برای سقا دست

بقصد دست تو تیغ کمین فرود آورد

جدا ز شاخه ی تن شد دریغ و دردا دست

میان معرکه ی زخم و خنجر و نیرنگ

تنی نمانده و مانده است دست تنها دست

و کرد یکدل و یکدست و یکصدا یکجا

تمام خویش دودستی به دوست اهدا دست

و هر چه داد از این دست بهتر از آنرا

به روز واقعه گیرد ز حق تعالا دست

به پای دست تو آری نمی رسد دستی

که دست آخر یابد به فیض عظما دست

شتاب رفتنت از کثرت تجلی بود

صدا زدند ترا از دیار بالا دست

بروی رودی از ایثار و عاشقی می رفت

شبیه زورقی از خون بسوی دریا دست

همیشه دست ادب بود روی سینه او

کمر به خدمت جان بسته بود او را دست

در آخرین دم دیدار پیشدستی کرد

که تا دراز نماید بسمت مولا دست

خجل شد و به زبان عرق به مولا گفت

که پیش پای تو دستم بخاک افتادست

و قرنهاست از آن روز می رود هر روز

ردیف شعر تو تکرار می شود با دست

قلم شد و علم جاودانگی افراشت

سرود شعر ترا با زبان گویا دست

اروجعلی شهودی




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم