تبلیغات X
للوکساید۵
سفارش بک لینک
خرید بک لینک قوی
بک لینک ارزان
کوچینگ
نرم افزار حسابداری
بلیط ارمنستان
تراورتن
تور مالزی
آموزش ارز دیجیتال
نالین
بهترین قالب شرکتی
ایده کسب و کار اینترنتی
بهترین قالب شخصی
ساخت ایمیل سازمانی


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 41522 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 74280 نفر
    بازديد سال : 41521 نفر
    کل بازديد : 313063 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1937
    نظرات : 68


Thumb

طي نامه‌اي درتاريخ دوم جمادي الثاني 1418 هجري قمري دو كرامت به دفتر انتشارات مكتب الحسين سلام الله عليها ارسال نموده و مرقوم داشته‌اند:
روزي وارد حرم حضرت رقيه سلام الله عليها شدم،‌ ديدم جمعي مقابل ضريح مقدس مشغول زيارت خواندن وعزاداري مي باشند ومداحي با اخلاص به نام حاج نيكويي مشغول روضه خواني است از او شنيدم كه مي‌گفت: خانه‌هاي اطراف حرم رابراي توسعه حرم مطهر خريداري مي‌نمودند. يكي از مالكين كه يهودي يا نصراني بود، به هيچ وجه حاضر نبود خانه خود رابراي توسعه حرم بفروشد. خريداران حاضر شدند كه حتي به دو برابر و نيم قيمت خانه را از او بخرند ،‌ولي وي حاضر به فروش نشد . 


 


بعد از مدتي زن صاحب خانه حامله شده ونزديك وضع حمل وي مي‌شود. او را نزد پزشك معالج مي‌برند،‌بعد از معاينه مي‌گويد: بچه و مادر ،‌هردو درمعرض خطر مي باشند و خانم بايد زير نظر ما باشد، قبول كردند،‌تا درد زايمان شروع شد. صاحب خانه مي‌گويد : همسرم رابه بيمارستان بردم وخودم برگشتم و آمدم درب حرم حضرت رقيه سلام الله عليها و به ايشان متوسل شدم و گفتم، اگر همسر و فرزندم رانجات دادي وشفاي آنان را از خدا خواستي و گرفتي خانه‌ام را به تو تقديم مي‌كنم.
مدتي مشغول توسل بودم،‌بعد به بيمارستان رفتم و ديدم همسرم روي تخت تشسته وبچه دربغلش سالم است . .
همسرم گفت : كجا رفتي ؟
گفتم رفتم جايي كاري داشتم.
گفت : نه،‌رفتي متوسل به دختر امام حسين سلام الله عليها شدي !‌
گفتم از كجا مي داني؟
زن جواب داد: من،‌ درهمان حال زايمان كه از شدت درد گاهي بيهوش مي‌شدم،‌
ديدم دختر بچه‌اي وارد اطاق بيمارستان شد
و به من گفت : ناراحت مباش، ما سلامتي تو و بچه‌ات را از خدا خواستيم،
فرزند شماهم پسر است،‌سلام مرابه شوهرت برسان و بگو نامش راحسين بگذارد!‌
گفتم: شماكي هستيد؟ گفت : من رقيه دختر امام حسين سلام الله عليها هستم.

بعد از روضه خواني از مداح مذكور سوال كردم اين داستان را از كه نقل مي‌كني؟
در جواب گفت: ازخادم حرم حضرت رقيه سلام الله عليها نقل مي‌كنم،
كه خود از اهل تسنن مي‌باشد و افتخار خدمتگزاري درحرم نازدانه امام حسين سلام الله عليها را دارد
و پدرش نيز از خادمين حرم حضرت رقيه سلام الله عليها بوده است




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم