عباس، سکینه به حرم تشنةآب است برخیز علیاکبرِ من در تب و تاب است ای جان برادر، ای جان برادر
انا مظلوم حسین انا محروم حسین
عجبا وا عجبا امت کفار که يک سر
چشم پوشيده ز حق نمک آل پيمبر (ص)
آفـتاب از شرم خورشید آب شد، باران گرفت تـیـغ هـم وقـتی که می بوسیـد رگهای تو را
در گــلوی تـشـنهی پروانهها خون جان گرفت
لاجرم خون خــورد و بــوی آیــهی قرآن گرفت
شامیان شرم کنید دور ما صف نزنید
پـای راس شهـداء اینقدر کف نزنید
زینـب و کوچــه و مــلأعام کجا؟
ما کجا شام کجا؟ ما کجا شام کجا؟
عصر عاشورا تنِ صحرا پر از ستاره بود
پُرِ پيكان شكستـه، جسـم پاره پاره بود
كاشكـي زينـب نيـاد و نبينـه قتلگاهتو
نبينه تو خاك و خون آينـه روي ماهتو
بگـو بچههــا رو از كنــار مقتــل نبـرن
چه جوري از اين گلاي سر بريده بگذرن؟
چه جوري بگذرن اين دشت جنونو نبينن؟
چه جوري بگذرن اين درياي خونو نبينن؟
کمتر بزن سر بر سینهای دل
من با حسینم منزل به منزل
پیوسته بودم چون موج و ساحل
وقتی بریدم من از حسین دل
گریه گریه ناله ناله خیمه خیمـه غـم
جملـه دلهـای شکسته کودکـان بـا هم
هستی ما میرود میشود دیدههـا دریـا
وقـت میــدان رفتنش میکُشد ما را
یا علی دریاب طفلان مرا چاره کن درد یتیمان مرا
شمع بزم خلد راخاموش کن جرعه ای ازجام محنت نوش کن
خلق رازین ماجرامدهوش کن یا رسول الله زمانی گوش کن




