تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
techtip
تراوین




هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 106011 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 138769 نفر
    بازديد سال : 106010 نفر
    کل بازديد : 377552 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1983
    نظرات : 69


هیئت عزاداری و جوان های پر شور و عاشق برای رفتن به امام زاده های منطقه داشتند خودشونو آماده می کردند . ماشین های شخصی و چند دستگاه مینی بوس و حتی کامیون ها آماده بودند تا عزادارها رو به مقصد برسونند....


معمولا بعد از اینکه همه سوار می شدند یکی از خادم های هیئت می آمد و به راننده ها مسیر رو اعلام می کرد که اولین امامزاده ای که باید بریم کجاست....
نزدیک حرکت بود ...
یه جوون هم با شور و علاقه ای مثل جوونای دیگه اومده بود که باشه...با موتور جدیدی که تازه خریده بود اومده بود و یکی از دوست هاش رو هم ترکش سوار کرده بود....
ماشین ها حرکت کردند....به امامزاده ها که می رسیدیم همه پیاده می شدند و از فاصله پانصد متری صف ها رو تشکیل می دادند و ذاکر هیئت شروع به خوندن می کرد و مراسم عزاداری شروع میشد....
به امام زاده که می رسیدیم عزاداری در انتها به روضه یکی از شهدای کربلا ختم می شد و عزادار ها زیارتی هم انجام می دادند و سوار ماشین ها می شدند تا امامزاده بعدی....
تو یکی از امام زاده ها بودیم که چند نفر اومدند و از خادم های هیئت پرسیدند که این موتور سوار کیه دنبال هیئت شما میاد؟
پرسیدند چطور مگه ؟ مسئله ای داره؟...
گفتند شیطون تو جلدش رفته یه مقدار دخترخانم ها رو معذب کرده.....
خادم های هیئت چیزی نگفتند و به روش نیاوردند....
غروب شام غریبان به مسجد محل رسیدیم....
خود این جوون وقتی فهمید که خادم های هیئت قضیه رو می دونند و به روش نیاوردند...خیلی پشیمون شد و اومد و معذرت خواهی کرد....و برگشت....
بعد از چند ساعتی دوستش که ترک موتورش سوار بود اومد و پرسید شما چی گفتید به این جوون که داغونش کردید؟.....
خادم های هیئت نمی دونستند که چه کسی باهاش صحبت کرده .
بعد از تحقیق متوجه شدند که یکی از خادم ها به این جوون وقتی معذرت خواهی کرده فقط برگشته گفته : برادر من ما کاره ای نیستیم از خود صاحب عزا معذرت خواهی کن....
همین جمله قلب پاک جوون رو متوجه اشتباهش کرده بود و از ندامت و پشیمانی حال عجیبی پیدا کرده بود...

این خاطره رو گفتم که بدونیم اگه جوانی اشتباهی ازش سر زد تردش نکنیم و سعی کنیم متوجه اش کنیم قطعا با دل عاشق و پاکی که برای امام حسین (ع) داره بر می گرده و متوجه اشتباهش میشه...
یادمون باشه که ما معصوم نیستیم و همه مون ممکنه خطا و اشتباهی در کارمون داشته باشیم

جمعی از خادمین هیئت




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم