تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
techtip
تراوین




هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 105991 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 138749 نفر
    بازديد سال : 105990 نفر
    کل بازديد : 377532 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1983
    نظرات : 69


Thumb



حضرت علی اکبر(ع)

اگر بخواهیم مقایسه‌ای کنیم بین حرکت انبیا برای ابقای دین و اقامة آن با حرکت اما حسین(علیه السلام)، اصلاً قابل قیاس نیست؛ هرچند پذیرش این مطلب برای شما ثقیل باشد! حسین(علیه السلام) هم هجرت کرد؛ از مدینه که بیرون آمد، همان آیه‌ای را خواند که قرآن دربارة حضرت موسی(علیه السلام) می‌گوید: «فَخَرَجَ مِنها خائِفاً یَتَرَقَب».[18] به مکه آمد؛ از مکه که راه افتاد، هرگز به او وعدة نصرت نداده بودند، بلکه برعکس بود! وقتی محمد بن‏حنفیه می‌خواهد مانع از حرکت حضرت به سمت مکه شود، حضرت در جواب می‌گوید پیغمبر اکرم(صل الله علیه و اله و سلم) را در خواب دیدم که به من فرمود ای حسین، از مدینه خارج شو! «إِنَ اللَهَ قَد شَاءَ أَن یَرَاکَ قَتِیلًا».[19] یعنی از همان اول هجرت می‌گوید من کشته می‌شوم. محمد بن‏حنفیه سؤال می‌کند پس این زن و بچه‌ را کجا می‌بری؟ حضرت فرمود پیغمبر گفته است: «إِنَ اللَهَ قَد شَاءَ أَن یَرَاهُنَ سَبَایَا». اینها هم اسیر می‌شوند.


خودِ پیغمبر(صل الله علیه و اله و سلم) کجا زن و بچه‌اش اسیر شدند؟! حضرت موسی(علیه السلام) کجا زن و بچه‌اش اسیر شدند؟! وقتی مأموریت پیدا کرد به مصر برود، اول زن و بچه‌اش را گذاشت مَدیَن و بعد به مصر رفت! در صحرای سینا آنجا که گرسنه شدند، «مَن و سَلوَی» برایشان آمد؛ وقتی تشنه شدند، عصایش را به سنگ زد، دوازده چشمه جوشید. اینها کجا، حسین(علیه السلام) کجا؟! اینها اصلاً قابل قیاس نیستند.


حضرت ابراهیم(علیه السلام) بعد از اینکه زن و بچه‌اش را در آن صحرا می‌گذارد، وقتی می‌خواهد از آنجا دور شود، بالای کوه، جایی که دیگر بعد از آن چشم کار نمی‌کند، رو می‌کند به سوی خدا و می‌گوید: «رَبَنا إِنِی أَسکَنتُ مِن ذُرِیَتی‏ بِوادٍ غَیرِ ذی زَرع».[20] خدایا زن و بچه‌ام را گذاشتم جایی که آب و علفی ندارد. کجا از این حرف‌ها از دهان حسین(علیه السلام) درآمد؟ هر چه پیش می ‏آمد، فقط می‌گفت صبر کنید، صبر کنید. انبیا کجا صدای بچه‌هایشان را شنیدند که «العطش ‏العطش» بگویند؟


بله، حضرت ابراهیم(علیه السلام) نوجوانش را آورد مِنَی تا برای خدا ذبح کند؛ اما وقتی خواست کارد را بگذارد روی گلوی اسماعیل، اول دست و پایش را بست که دست و پا زدن فرزندش را نبیند. بعد در آیه دارد :«وَ تَلَهُ لِلجَبین»؛ یعنی صورت فرزند را گذاشت روی خاک که صورتش را هم نبیند. وقتی هم که می‌خواست ذبحش کند، سرش را رو به آسمان کرد تا نکند چشمش به فرزند‌ بیفتد. در نهایت هم که فرزند هیچ‏ طورش نشد؛ یعنی گرچه حضرت ابراهیم(علیه السلام) مأموریت را انجام داد، ولی کارد نبرید. اما این کجا، حسین(علیه السلام) کجا؟!...


وقتی علی ‏اکبر(علیه السلام) از خیام حرم بیرون آمد، حسین هم سرش را رو به آسمان کرد؛ ابراهیم(علیه السلام) سر به آسمان کرد که فرزند را نبیند، اما حسین(علیه السلام) سر رو به آسمان کرد و دست‌ها را زیر محاسنش گرفت و گفت: «اللَهُمَ اشهَد عَلَى هَؤُلَاءِ القَومِ فَقَد بَرَزَ إِلَیهِم غُلَامٌ أَشبَهُ النَاسِ خَلقاً وَ خُلُقاً وَ مَنطِقاً بِرَسُولِک».[21] خدایا! گواه باش جوانی که شبیه‌ترینِ مردم به پیغمبر است دارد به میدان می‌رود. اما بعد سر را پایین آورد و نگاهی به قد و بالای علی کرد؛ «ثُُمَ نَظَرَ إلَیهِ نَظَرَ آیِسٍ مِنه».[22] یعنی یک نگاه مأیوسانه‌ای به قد و بالای فرزندش کرد... کجا اسماعیل تشنه بود و گفت بابا تشنه‌ام؟ اما علی‏ اکبر(علیه السلام) گفت: «یَا أبَتِ العَطَشُ قَد قَتَلَنِی».[23] وقتی حسین(علیه السلام) آمد بالای سر علی، چه دید؟ «فَقَطَعُوهُ بِسُیُوفِهِم إربَاً إربَا».[24] بدن علی را تکه‌تکه دید.


منبع: روضه نیوز




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم