درباره وبلاگ
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)
ورود کاربران
آخرين مطالب ارسالي
- حلول ماه مبارک رمضان 1447 هجری قمری سال 1404 شمسی
- ولادت حضرت علی اکبر
- میلاد حضرت سید الشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)،امام سجاد(ع)
- وفات حضرت زینب (س)
- شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
- مبعث پیامبر اسلام (ص)
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
- شهادت ختم رسل ، محمد رسول الله (ص) تسلیت باد
- شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
- اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد
- زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
- شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
- اول صفر ورود اهل بیت (ع) به شام
- وقایع روز نوزدهم محرم حركت كاروان اسرا به شام و وقایع عجیب این سفر
- وقایع روز سیزدهم محرم مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه
- روز سیزدهم محرم - تدفین پیکر شهدای کربلا
- وقایع روز دوازدهم محرم سخنان حضرت زینب (س) در ورود به کوفه
- شهادت امام سجاد علیه السلام
- وقایع روز یازدهم محرم حرکت کاروان اسرا به کوفه
- ۱۱ معجزه بعد از عاشورا
نويسندگان
آمار بازديد
آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 105990 نفر
بازديد ديروز : 32758 نفر
بازديد ماه : 138748 نفر
بازديد سال : 105989 نفر
کل بازديد : 377531 نفر
تعداد اعضا : 10 نفر
کل مطالب : 1983
نظرات : 69
هجرت و مجاهدت - شب پنجم محرم الحرام
امام حسین(علیه السلام) یک هجرت صغری داشت، که این هجرت صغری نسبت به
هجرت کبرای حضرت چند بُعد دارد؛ یکی از این ابعاد، «هجرت دادنِ دیگران»
است. این همان دستگیری است که وظیفة او است. از مکه که راه میافتد و هجرت
صغرای خود را شروع میکند، در بین راه چقدر دستگیری کرد! البته بعضی دعوت
او را پذیرفتند و بعضی هم نپذیرفتند. مثلاً وقتی به «عبیدالله بنحُر
جُعفی» میرسد، حضرت خودش از خیمهاش راه میافتد و برای دستگیری از او به
آنجا میرود. این خودش یک هجرت است. حرکتهای حضرت، دقیقاً حرکتهای هجرتی
است. حضرت با عبیدالله صحبت میکند، ولی به هر حال زمینه در او مساعد نبود.
عبیدالله میگوید از کوفه بیرون نیامدم مگر برای اینکه مبادا تو بیایی و من
مجبور شوم با تو بجنگم و علیه تو شمشیر بزنم! اصلاً برای اینکه با شما
مواجه نشوم، از کوفه خارج شدم! چون میدانستم که وضع کوفه علیه شما است.
معنای این جملات چیست؟ معنایش این است که من تابع قدرت روز هستم. این مطلب
در آن روایت بود که خداوند فرمود تحت سلطة افراد فاسق قرار نگیرید؛[9] اما
معنای حرف عبیدالله حر جعفی این است که من تابع قدرت روز و تحت سلطة ملوک
فاسق هستم. امام حسین(علیه السلام) یک نفر را اینطور دستگیری میکند و او دعوت
حضرت را نمیپذیرد، اما دیگری را خود حضرت نمیرود؛ بلکه برای او پیغام
میفرستد و او هم میپذیرد و میآید. کارِ امام این است، وظیفهاش این است،
هجرت صغرای او برای این است که دیگران را هجرت کبری دهد. این یک بُعد از
حرکت و هجرت صغرای حضرت است. در تاریخ مینویسند زهیر، خَدَم و حَشَم خیلی داشت؛ کاروانش هم خیلی با
تشکیلات و تجهیزات بود. بین راه و در حجاز مقید هم بود که جایی اُطراق کند
که با امام حسین(علیه السلام) مواجه نشود. یکی از همراهان زهیر میگوید در
خیمه مشغول غذا خوردن بودیم که دیدیم از طرف حسین(علیه السلام) قاصدی آمد،
سلامی داد و رو کرد به زهیر و گفت: «یا زهیر أجِب اباعبدالله»؛ زهیر بیا،
حسین با تو کار دارد! یعنی دقیقاً همان چیزی که زهیر از آن فرار میکرد!
این همان دستگیری حسین(علیه السلام) است. راوی میگوید: «کأن عَلَی رُؤوسِنَا الطَیر»! مثل اینکه پرنده روی سر ما
نشسته باشد! ما یک چنین حالتی پیدا کردیم. به تعبیر من، لقمهها همینطور
در دستمان یا در دهانمان ماند! همه خشک شدیم! در این میان همسر زهیر، نگاهی
به او کرد و گفت ای زهیر، سبحان الله! پسر پیغمبر تو را میخواند و تو
درنگ میکنی؟! چه میشود اگر بروی و حرفهایش را گوش کنی و بیایی؟! ادب
اینطور اقتضا میکند. زهیر رفت و وارد خیمه حسین(علیه السلام) شد. حالا همة اینها منتظرند که
ببینند چه میشود. این همه خَدَم و حَشَم داشت، عشیرهاش بودند، پسر
عموهایش بودند، عدة خیلی زیادی همراه او بودند؛ حالا آن همه آدم بیرون
ایستادهاند که ببینند چه میشود! صحنه باید صحنة عجیبی باشد! توقف او در
خیمة حضرت خیلی مختصر بود. «فما لَبِثَ أن جاء مستبشراً»؛ یعنی رفت داخل
خیمه، توقف کوتاهی کرد و آمد بیرون؛ اما این زهیر دیگر آن زهیر نیست! چرا؟
چون حسین(علیه السلام) او را هجرت داد، آنهم هجرتی درونی؛ و چه سریع هم
هجرتش داد! «فما لَبِثَ أن جاء مستبشراً، قَد أشرَقَ وَجهَه»؛ راوی میگوید وقتی
زهیر از خیمة حضرت بیرون آمد، دیدیم نورانیتی و تلألویی پیدا کرده است. این
نورانیت هم اثر همان هجرت درونی است. به محض اینکه به خیمة خودش برگشت، رو
کرد به همراهان و گفت همهتان بروید؛ همه! پرسیدیم زهیر چه شد؟! در پاسخ،
فقط یک جمله گفت: «عَزَمتُ علی صُحبۀ الحسین(علیه السلام)». یعنی میخواهم
دیگر با حسین(علیه السلام) باشم! نمیخواهم از او جدا شوم! «إن الحُسَینََ
مِصبَاحُ الهُدَی وَ سَفِینَةُ النِجَاة»؛ ببین چه کرد با زهیر! حتی به همسرش میگوید تو هم برو! با تو هم دیگر کاری ندارم. همسرش گفت
کجا بروم؟! من منشأ سعادت تو شدم! من تو را فرستادم که بروی و سخن
حسین(علیه السلام) را بشنوی. چگونه است که تو میخواهی روز قیامت نزد
پیغمبر اکرم(صل الله علیه و اله و سلم) سرافراز باشی، اما چرا من پیش
فاطمه3 سرافرازی نکنم؟! اینطور شد که همسرش هم آمد کربلا. روز عاشورا وقتی نبرد تمام شد، همسر زهیر کفنی به غلام زهیر داد و گفت
برو مولایت را کفن کن؛ بدنش روی زمین افتاده است. غلام رفت و برگشت، اما
زهیر را کفن نکرد. همسر زهیر گفت چرا مولایت را کفن نکردی؟ غلام گفت آخر
چگونه مولایم را کفن کنم، و حال آنکه بدن مطهر پسر پیغمبر به روی زمین
افتاده است...

منبع: روضه نیوز
تعداد بازديد : 58 | ارسال نظر(0) | نسخه قابل چاپ | موضوع: مداحی و مرثیه و روضه,
برچسب ها: هجرت و مجاهدت,شب پنجم محرم الحرام
جستجو
پربازديدترين مطالب
پيوندها
- پرچم سرخ یا حسین
- مختارنامه ای ها
- پایگاه جامع عاشورا
- ایران و جهان چند قطبی
- ایران ارتوپد
- دریای خزر
- داستان برای کودکان و نوجوانان
- تغذیه سالم و درست
- هیئت انصارالحسین (ع) شهدای آذریهای تنکابن
- هیئت انصار الحسین
- بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
- بچه های شیعه
- سایت مسجد جمکران
- پایگاه اطلاع رسانی تعزیه ایران
- تجربه های آموزشی قرآنی
- دار الایتام امام هادی (ع)
- آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
- کوچکترین مرد کربلا
- پایگاه مقاومت شهدای پسکلایه کوچک
- شجره طیبه صالحین
- فروشگاه اسلام مارکت
- آموزش مداحی امیرپور خادم العباس
- شیعه نیوز
- شیعه لیدرس
- هاست رایگان
- پوسترهای مذهبی
- مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)
- دختران آفتاب
- سایت آیت الله سیستانی
- مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
- تو فقط لیلی باش
- طرح عفاف و ترویج حجاب
- حسینیه نوحه
- طراحی سایت
- ریاحین
- سبک زندگی اسلامی
- کتابخانه احادیث شیعه
- اسلام کوئست
- مسجد الزهرا
- عقیق




