درباره وبلاگ
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)
ورود کاربران
آخرين مطالب ارسالي
- حلول ماه مبارک رمضان 1447 هجری قمری سال 1404 شمسی
- ولادت حضرت علی اکبر
- میلاد حضرت سید الشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)،امام سجاد(ع)
- وفات حضرت زینب (س)
- شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
- مبعث پیامبر اسلام (ص)
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
- شهادت ختم رسل ، محمد رسول الله (ص) تسلیت باد
- شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
- اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد
- زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
- شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
- اول صفر ورود اهل بیت (ع) به شام
- وقایع روز نوزدهم محرم حركت كاروان اسرا به شام و وقایع عجیب این سفر
- وقایع روز سیزدهم محرم مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه
- روز سیزدهم محرم - تدفین پیکر شهدای کربلا
- وقایع روز دوازدهم محرم سخنان حضرت زینب (س) در ورود به کوفه
- شهادت امام سجاد علیه السلام
- وقایع روز یازدهم محرم حرکت کاروان اسرا به کوفه
- ۱۱ معجزه بعد از عاشورا
نويسندگان
آمار بازديد
آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 105990 نفر
بازديد ديروز : 32758 نفر
بازديد ماه : 138748 نفر
بازديد سال : 105989 نفر
کل بازديد : 377531 نفر
تعداد اعضا : 10 نفر
کل مطالب : 1983
نظرات : 69
داستان فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام
سلیمان اعمش گفت: من در کوفه همسایه ای داشتم که گاهی شب ها نزدش می رفتم وبا هم صحبت و
اختلاط می کردیم، یک شب در میان صحبت ها اتفاقاً صحبت ازکربلا پیش آمد، من
از او سؤال کردم که عقیده تو درباره ی زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام
چیست؟ او گفت: زیارت حسین علیه السلام بدعت است و هر بدعتی گمراهی و ضلالت است و فرجام گمراهی نیز آتش جهنم است. من خیلی ناراحت و خشمگین شدم و از نزد او برخاستم و با خود گفتم، وقتی
سحر شد نزدش می روم و شمه ای از فضائل حضرت سیدالشهدا علیه السلام را برای
او نقل می کنم و اگر او برعناد و انکارش اصرار ورزید، او را می کشم. وقتی که سحر شد، پشت در خانه اش آمدم و در را زدم ،همسرش پشت در آمد،
شوهرش را خواستم، زن گفت: از اول شب به زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام
رفته است. تعجب کنان از او خداحافظی کردم و به طرف کربلا رهسپار شدم با خود گفتم،
اولاً زیارتی می کنم و ثانیاً دوستم را ببینم، وقتی که وارد حرم مطهر شدم
دیدم، همسایه ام سربه سجده گذاشته است و پیوسته گریه می کند و از خدا طلب
استغفار و توبه می کند! بعد از مدت زیادی سر از سجده برداشت و مرا دید، نزد
او رفتم دیدم حالش منقلب است پس به او گفتم: ای مرد! تو دیروز می گفتی
زیارت امام حسین علیه السلام بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و فرجام
گمراهی آتش دوزخ است، اما امروز می بینم برای زیارت آمدی. گفت: ای سلیمان! مرا سرزنش نکن، زیرا من قائل به امامت و ولایت اهل بیت
علیهم السلام نبودم تا اینکه امشب خوابم برد، و خوابی دیدم که به وحشت
افتادم، گفتم: چه خوابی دیدی؟ گفت: در عالم خواب دیدم مردی جلیل القدر که نمی توانم وصف جمال و جلال
را بیان کنم، اطراف او را جمعیتی احاطه کرده بودند و در جلوی او سواری بود و
آن سوار تاجی برسرداشت و آن تاج دارای چهار رکن بود، و بر هر رکنی گوهری
درخشنده نصب شده بود که تا مسافت ها راه را روشن می نمود. به یکی ازخدمتگزاران آن حضرت گفتم: این آقا کیست؟ گفت: حضرت رسول الله صلّی الله علیه و آله هستند. گفتم: آنکه درپیش روی اوست کیست؟ گفت: آقا امیرالمومنین علیه السلام وصی رسول الله صلّی الله علیه و آله هستند. بعد نگاه کردم دیدم، ناقه ای از نور پیدا شد و برآن ناقه هودجی از نور بود و ناقه در میان زمین و آسمان پرواز می کرد. پرسیدم: این ناقه ازکیست؟ گفت: ازحضرت خدیجه کبری سلام الله علیها و حضرت فاطمه سلام الله علیها است. پرسیدم: این جوان کیست؟ گفت: حضرت امام حسن علیه السلام هستند و همه ی آن ها برای زیارت مظلوم کربلا حضرت سیدالشهدا اباعبدالله الحسین علیه السلام می روند. در این هنگام متوجه هودجی شدم و دیدم نوشته هایی از طرف آن برزمین پخش می شود، پرسیدم: این ها چیست؟ گفت: در این ها نوشته شده : امان من النار لزوار الحسین علیه السلام لیله الجمعه. من می خواستم یکی از آن ها بردارم، او گفت: تو می گفتی زیارت امام حسین
علیه السلام بدعت است، این نوشته بدست تو نمی رسد مگر آن که با اعتقاد به
فضیلت و شرافت به آن حضرت علیه السلام، ایشان را زیارت کنی. باحالت جزع و گریه و ترس و وحشت از خواب بیدار شدم و درهمان ساعت به
زیارت حضرت سیدالشهدااباعبدالله الحسین علیه السلام مشرف شدم، وتوبه کردم. ای سلیمان! به خدا سوگند! من ازقبر امام حسین علیه السلام جدا نمی شوم تا روح از بدنم جدا شود. منبع: کرامات الحسینیه، ج۲، ص۱۵۲ . برگرفته از سایت : فرهنگ نیوز

کسانی که در شب جمعه بر زیارت امام حسین علیه السلام می آیند از آتش جهنم درامان هستند.
تعداد بازديد : 70 | ارسال نظر(0) | نسخه قابل چاپ | موضوع: حوادث و اتفاقات عجیب,
برچسب ها: فضیلت زیارت امام حسین
جستجو
پربازديدترين مطالب
پيوندها
- پرچم سرخ یا حسین
- مختارنامه ای ها
- پایگاه جامع عاشورا
- ایران و جهان چند قطبی
- ایران ارتوپد
- دریای خزر
- داستان برای کودکان و نوجوانان
- تغذیه سالم و درست
- هیئت انصارالحسین (ع) شهدای آذریهای تنکابن
- هیئت انصار الحسین
- بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
- بچه های شیعه
- سایت مسجد جمکران
- پایگاه اطلاع رسانی تعزیه ایران
- تجربه های آموزشی قرآنی
- دار الایتام امام هادی (ع)
- آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
- کوچکترین مرد کربلا
- پایگاه مقاومت شهدای پسکلایه کوچک
- شجره طیبه صالحین
- فروشگاه اسلام مارکت
- آموزش مداحی امیرپور خادم العباس
- شیعه نیوز
- شیعه لیدرس
- هاست رایگان
- پوسترهای مذهبی
- مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)
- دختران آفتاب
- سایت آیت الله سیستانی
- مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
- تو فقط لیلی باش
- طرح عفاف و ترویج حجاب
- حسینیه نوحه
- طراحی سایت
- ریاحین
- سبک زندگی اسلامی
- کتابخانه احادیث شیعه
- اسلام کوئست
- مسجد الزهرا
- عقیق




