درباره وبلاگ
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)
ورود کاربران
آخرين مطالب ارسالي
- حلول ماه مبارک رمضان 1447 هجری قمری سال 1404 شمسی
- ولادت حضرت علی اکبر
- میلاد حضرت سید الشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)،امام سجاد(ع)
- وفات حضرت زینب (س)
- شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
- مبعث پیامبر اسلام (ص)
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
- شهادت ختم رسل ، محمد رسول الله (ص) تسلیت باد
- شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
- اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد
- زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
- شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
- اول صفر ورود اهل بیت (ع) به شام
- وقایع روز نوزدهم محرم حركت كاروان اسرا به شام و وقایع عجیب این سفر
- وقایع روز سیزدهم محرم مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه
- روز سیزدهم محرم - تدفین پیکر شهدای کربلا
- وقایع روز دوازدهم محرم سخنان حضرت زینب (س) در ورود به کوفه
- شهادت امام سجاد علیه السلام
- وقایع روز یازدهم محرم حرکت کاروان اسرا به کوفه
- ۱۱ معجزه بعد از عاشورا
نويسندگان
آمار بازديد
آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 105991 نفر
بازديد ديروز : 32758 نفر
بازديد ماه : 138749 نفر
بازديد سال : 105990 نفر
کل بازديد : 377532 نفر
تعداد اعضا : 10 نفر
کل مطالب : 1983
نظرات : 69
ماجرای دیدار آیت الله مرعشی نجفی با امام زمان(عج)
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، در کتاب
شیفتگان حضرت مهدی(عج) احمد قاضی زاهدی از کتاب قبسات در شرح زندگی مرحوم
آیت الله العظمی نجفی مرعشی(ره) سه حکایت در رابطه با تشرف این مرجع بزرگ
به خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا الفداء که نکات جالبی را دارا است؛ نقل
فرموده اند که یکی از آنها به شرح زیر است در
ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت (ع) در نجف اشرف، شوق زیاد جهت دیدار
جمال مولایمان بقیة الله الاعظم(عجل الله فرجه الشریف) داشتم، با خود عهد
کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم؛ به این نیت که جمال آقا
صاحب الامر علیه السلام را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم. تا
35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف تأخیر
افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجد سهله خندقی بود، هنگامی که به
آنجا رسیدم بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجود مرا فراگرفت مخصوصاً از زیادی
قطاع الطریق و دزدها؛ ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که ببیشتر
موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: « ای سید! سلام علیکم ». پس
سفره ای را که زیر عبا داشت بیرون آورده و در آن مثل اینکه سه قرص نان و
دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینکه تازه از باغ چیده و آن وقت چهله
زمستان، و سرمای زننده ای بود و من متوجه این معنا نشدم که این آقا این
خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده؟ سپس فرمود: « بلند شو تا به مسجد سهله برویم » بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود: در رابطه با استخاره سخن به میان آمد، سید عرب فرمود:ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می کنی؟ به حسب
قواعد علمیه میبایست دلیل بخواهم و آقا جواب دهد به جای دقیق و باریکی
رسیدیم پس به مجرد این قول تسلیم و منقاد شدم و در عین حال متوجه نیستم که
این آقا کیست. از جمله مطالب در این جلسه، تأکید سید عرب بر تلاوت
و قرائت این سورهها بعد از نمازهای واجب بود: بعد از نماز صبح سوره یس،
بعد از نماز ظهر سوره عمّ، بعد از نماز عصر سوره نوح، بعد از مغرب سوره
الواقعه و بعد از نماز عشاء سوره ملک. دیگر
اینکه تأکید فرمودند، بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشاء که در رکعت اول بعد
از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه
را می خوانی و فرمود: کفایت می کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز
مغرب، چنانکه گذشت. تأکید فرمود که:بعد از نمازهای پنجگانه این دعا را بخوان. و دیگر تأکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع در نمازهای یومیه خصوصاً رکعت آخر. در تعریف و تمجید از کتاب شریف شرایع الاسلام مرحوم محقق علامه حلی فرمود: تأکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن، برای شیعیانی که وارثانی ندارند، و یا دارند ولکن یادی از آنها نمی کنند. تحت
الحنک را از زیر حنک دور دادن و سر آن را در عمامه قرار دادن. چنانکه
علمای عرب به همین نحو عمل می کنند و فرمود: در شرع این چنین رسیده است. تأکید بر زیارت سیدالشهداء علیه السلام. دعا در حق من و فرمود: « قرار دهد خدا تو را از خدمتگزاران شرع. » پرسیدم: « نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس روسفیدم؟ » در اینجا مطالب دیگری است که مجال تفصیل و بیان آن نیست. به
ذهنم رسید چه شبی بود و این سید عرب کیست که این همه بافضیلت است؟ شاید
همان مقصود و معشوقم باشد تا به ذهنم این معنی خطور کرد، مضطرب برگشتم و آن
آقا را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود.


ترس
و وحشت به کلی از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیدا کردم و تعجب آور
بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از
این مطلب غافل بودم.
به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سوال کرد:
« کجا قصد داری؟ »
گفتم: « مسجد سهله »
فرمود: « به چه جهت؟ »
گفتم: « به قصد تشرف زیارت ولی عصر علیه السلام ».
مقداری
که رفتیم به مسجد زید بن صوحان ( مسجد کوچکی است نزدیک مسجد سهله) رسیدیم،
داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند که کأنّ با او
دیوار و سنگها آن دعا را میخواندند، احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که
از وصف آن عاجزم.
بعد از دعا سید فرمود:
« سید تو گرسنه ای، چه خوبست شام بخوری ».
طبق دستور آقا، شام خوردم.
داخل
مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت
انجام وظیفه میکردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتدا کردم و
متوجه نبودم که این آقا کیست.
« ای سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه میروی یا در همین جا میمانی؟ »
گفتم: « میمانم ».
در وسط مسجد در مقام امام صادق(ع) نشستم به ایشان گفتم:آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟
در جواب، کلام جامعی را فرمود: این امور از فضول زندگیست و ما از این فضول دوریم.
این کلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم میآید ارکان وجودم میلرزد.
به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعض آنها اشاره میکنم.
گفتم:
سه مرتبه صلوات می فرستم و سه مرتبه می گویم « استخیرالله برحمته خیرة فی
عافیه » پس قبضه ای از تسبیح را گرفته و می شمارم، اگر دو تا ماند بد است و
اگر یکی ماند خوب است.
فرمود: برای این استخاره، باقی ماندهای است که
به شما نرسیده و آن این است که هرگاه یکی باقی ماند فوراً حکم به خوبی
استخاره نکنید؛ بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید اگر زوج
آمد کشف میشود که استخاره اول خوب است اما اگر یکی آمد کشف میشود که
استخاره اول میانه است. »
« اللهم سّرحنی عن الهموم والغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین ».
« اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد و ترحّم علی عجزنا و أغثنا بحقهم. »
« تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسائل آن. »
فرمود: « عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدی ».
گفتم: « نمی دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟»
فرمود: « تمام آنها از تو راضی اند و درباره ات دعا می کنند ».
استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف.
دعا فرمودند.
پس خواستم که از مسجد بیرون روم به خاطر حاجتی، آمدم نزد حوض که در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد.
یقین پیدا کردم که آقا را زیارت
کردم و غافل بودم، مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجد گردش می کردم،
تا صبح شد چون عاشقی که بعد از وصال مبتلا به هجران شود.
این بود اجمالی از تفصیل که هر وقت آن شب یادم می آید، بهت زده می شوم.
تعداد بازديد : 143 | ارسال نظر(0) | نسخه قابل چاپ | موضوع: علمای دین و عارفان,
برچسب ها: ماجرای دیدار آیت الله مرعشی نجفی با امام زمانعج
جستجو
پربازديدترين مطالب
پيوندها
- پرچم سرخ یا حسین
- مختارنامه ای ها
- پایگاه جامع عاشورا
- ایران و جهان چند قطبی
- ایران ارتوپد
- دریای خزر
- داستان برای کودکان و نوجوانان
- تغذیه سالم و درست
- هیئت انصارالحسین (ع) شهدای آذریهای تنکابن
- هیئت انصار الحسین
- بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
- بچه های شیعه
- سایت مسجد جمکران
- پایگاه اطلاع رسانی تعزیه ایران
- تجربه های آموزشی قرآنی
- دار الایتام امام هادی (ع)
- آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
- کوچکترین مرد کربلا
- پایگاه مقاومت شهدای پسکلایه کوچک
- شجره طیبه صالحین
- فروشگاه اسلام مارکت
- آموزش مداحی امیرپور خادم العباس
- شیعه نیوز
- شیعه لیدرس
- هاست رایگان
- پوسترهای مذهبی
- مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)
- دختران آفتاب
- سایت آیت الله سیستانی
- مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
- تو فقط لیلی باش
- طرح عفاف و ترویج حجاب
- حسینیه نوحه
- طراحی سایت
- ریاحین
- سبک زندگی اسلامی
- کتابخانه احادیث شیعه
- اسلام کوئست
- مسجد الزهرا
- عقیق




