درباره وبلاگ
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)
ورود کاربران
آخرين مطالب ارسالي
- حلول ماه مبارک رمضان 1447 هجری قمری سال 1404 شمسی
- ولادت حضرت علی اکبر
- میلاد حضرت سید الشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)،امام سجاد(ع)
- وفات حضرت زینب (س)
- شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
- مبعث پیامبر اسلام (ص)
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
- شهادت ختم رسل ، محمد رسول الله (ص) تسلیت باد
- شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
- اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد
- زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
- شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
- اول صفر ورود اهل بیت (ع) به شام
- وقایع روز نوزدهم محرم حركت كاروان اسرا به شام و وقایع عجیب این سفر
- وقایع روز سیزدهم محرم مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه
- روز سیزدهم محرم - تدفین پیکر شهدای کربلا
- وقایع روز دوازدهم محرم سخنان حضرت زینب (س) در ورود به کوفه
- شهادت امام سجاد علیه السلام
- وقایع روز یازدهم محرم حرکت کاروان اسرا به کوفه
- ۱۱ معجزه بعد از عاشورا
نويسندگان
آمار بازديد
آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 105991 نفر
بازديد ديروز : 32758 نفر
بازديد ماه : 138749 نفر
بازديد سال : 105990 نفر
کل بازديد : 377532 نفر
تعداد اعضا : 10 نفر
کل مطالب : 1983
نظرات : 69
هوّیت « سید جلیل میری وَرکی »، شهید غواص دست بسته احراز شد
این مادر
شهید که بعد از 29 سال چشم انتظاری فرزند خود را در آغوش خواهد گرفت با
بیان اینکه شهدا را همه دوست دارند چون مردانه به میدان رفتهاند، افزود:
وقتی کسی از پدر و مادر و زن و فرزند، میگذرد خود را برای خدا آماده کرده
است و پسر من وقتی میرفت، یک پسر دوساله و نوزادی در راه داشت، وقتی کسی
دست از اینها بردارد، یعنی از همه چیز در راه خدا گذشته و خود را آماده
شهادت کرده است. مادر شهید
"سید جلیل میری وَرکی" ادامه داد: پسرم میگفت، حالا که دشمن وارد کشور ما
شده، پا گذاشتن من و مردان دیگر، بر روی زمین زیادی است و باید برای آزادی
و نجات کشور برویم و تو ای مادرم، خوشحال باش که پسرت به این راه میرود و
تو را سربلند میکند. وی که تنها مادری است که شهیدش را از
میان 175 شهید غواص پیدا کرده است، گفت: همه شهیدان خوب و شجاع هستند،
مانند پسر من که برای راه خدا از هیچ چیز نترسید، روزی که برای خداحافظی
آمد، پدرش به او گفت، پسرم به دلم افتاده اگر ایندفعه به جبهه بروی، دیگر
برنمیگردی، و پسرم گفت" این چه حرفی است که میزنی پدرم، ما باید برویم تا
امام تنها نماند و کشور اسیر دشمن بیدین نشود." وی افزود: پدر شهید خیلی پسر را دوست داشت و همه او را
بابای سید جلیل صدا میکردند و پسرم نیز پدرش را جناب آقاجان صدا میکرد،
من وقتی ناراحتی بابای سید جلیل را از دوری فرزند دیدم به او گفتم، اینهمه
رزمنده به جبهه رفتهاند، پسر ما که از آنها بالاتر و عزیزتر نیست، اینقدر
بیتابی نکن و او را به دست خدا بسپار. این مادر شهید که دارای 5
دختر و 3 پسر دیگر است میگوید: 29 سال از آن روزها میگذرد و من سعی کردم
زیاد گریه نکنم و به خاطراتش دل خوش کنم، از جمله اینکه سید جلیل از حنا
خیلی خوشش نمیآمد، و وقتی که از دوستانش شنیدم که شب قبل از شهادت،
دستانش را حنا گذاشته تعجب کردم، پسرم هنوز دخترش به دنیا نیامده بود که
شهید شد و میخواست اگر فرزند دومش دختر باشد نام او را زهرا گذاشته و اگر
پسر بود نام محمدمهدی را برای او انتخاب کند که بچه دختر شد. مادر شهید
سید جلیل میری ورکی ادامه داد: پسرم از رژیم پهلوی و ظلمش بیزار بود و
دوست نداشت در کتابها در مورد او چیزی بنویسند و او بخواند، برای همین روی
اسم شاه پهلوی را در کتاب خط میکشید و اگر کسی ثروتمند بود و به خانه ما
میآمد و یا در محل پیدا میشد و ما به او احترام میگذاشتیم، به من و پدرش
میگفت، آیا به خاطر ثروتش برای او ارزش زیاد قائل هستید؟ فقرا ارزش
بیشتری دارند و باید به آنها احترام گذاشته شود. مادر "شهید سید
جلیل میری وَرکی"، یکی از خطشکنان عملیات کربلای 4،که در منطقه امالرصاص
به شهادت رسید خاطر نشان کرد: حالا پس از 29 سال چشم انتظاری فرزندم را در
آغوش خواهم کشید و درد دلهای نگفته این همه سال دوری را با او بازگو
خواهم کرد.


وی افزود: خیلی خوشحالم که پسرم برگشته است و دوستانش هم خوشحالند و زنگ
میزنند و گریه میکنند، روزی که شنیدم دست شهدای غواص را بستهاند، دلم
خیلی سوخت و خوشحالم از اینکه پسرم را در بین 175 شهید دیگر تشخیص داده و
ما همدیگر را بلأخره پس از این همه سال چشم انتظاری پیدا کردهایم ، پسرم
دوست نداشت پیکرش پیدا شود و برای همین پلاکش را داخل آب انداخت تا گمنام
باشد ولی خدا صدایم را شنید و او را به من بازگرداند.

وی ادامه داد: پسرم وقتی فرزند اولش که پسر بود به دنیا آمد، خواب دید
که از آسمان نوری همراه با نوزادش به زمین به سوی او آمده است و همیشه پسرش
را نعمتی از جانب خدا میدانست و بر روی تربیت او حساس بود، شجاع بود و
حرف زور را دوست نداشت و از ناحقی و دروغ بدش میآمد.
تعداد بازديد : 95 | ارسال نظر(0) | نسخه قابل چاپ | موضوع: اخبار عمومی, خاطرات جبهه و جنگ,
برچسب ها: هوّیت « سید جلیل میری وَرکی »,شهید غواص دست بسته احراز شد
جستجو
پربازديدترين مطالب
پيوندها
- پرچم سرخ یا حسین
- مختارنامه ای ها
- پایگاه جامع عاشورا
- ایران و جهان چند قطبی
- ایران ارتوپد
- دریای خزر
- داستان برای کودکان و نوجوانان
- تغذیه سالم و درست
- هیئت انصارالحسین (ع) شهدای آذریهای تنکابن
- هیئت انصار الحسین
- بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
- بچه های شیعه
- سایت مسجد جمکران
- پایگاه اطلاع رسانی تعزیه ایران
- تجربه های آموزشی قرآنی
- دار الایتام امام هادی (ع)
- آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
- کوچکترین مرد کربلا
- پایگاه مقاومت شهدای پسکلایه کوچک
- شجره طیبه صالحین
- فروشگاه اسلام مارکت
- آموزش مداحی امیرپور خادم العباس
- شیعه نیوز
- شیعه لیدرس
- هاست رایگان
- پوسترهای مذهبی
- مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)
- دختران آفتاب
- سایت آیت الله سیستانی
- مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
- تو فقط لیلی باش
- طرح عفاف و ترویج حجاب
- حسینیه نوحه
- طراحی سایت
- ریاحین
- سبک زندگی اسلامی
- کتابخانه احادیث شیعه
- اسلام کوئست
- مسجد الزهرا
- عقیق




