درباره وبلاگ
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)
ورود کاربران
آخرين مطالب ارسالي
- حلول ماه مبارک رمضان 1447 هجری قمری سال 1404 شمسی
- ولادت حضرت علی اکبر
- میلاد حضرت سید الشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)،امام سجاد(ع)
- وفات حضرت زینب (س)
- شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
- مبعث پیامبر اسلام (ص)
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
- شهادت ختم رسل ، محمد رسول الله (ص) تسلیت باد
- شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
- اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد
- زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
- شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
- اول صفر ورود اهل بیت (ع) به شام
- وقایع روز نوزدهم محرم حركت كاروان اسرا به شام و وقایع عجیب این سفر
- وقایع روز سیزدهم محرم مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه
- روز سیزدهم محرم - تدفین پیکر شهدای کربلا
- وقایع روز دوازدهم محرم سخنان حضرت زینب (س) در ورود به کوفه
- شهادت امام سجاد علیه السلام
- وقایع روز یازدهم محرم حرکت کاروان اسرا به کوفه
- ۱۱ معجزه بعد از عاشورا
نويسندگان
آمار بازديد
آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 106011 نفر
بازديد ديروز : 32758 نفر
بازديد ماه : 138769 نفر
بازديد سال : 106010 نفر
کل بازديد : 377552 نفر
تعداد اعضا : 10 نفر
کل مطالب : 1983
نظرات : 69
منم باب الحوائج
از حاجي ميرزا حسن شيرازي نقل ميكند، كه ايشان فرمودند: من از سامرا براي زيارت حسين بن علي(ع) رهسپار شدم.
در بين راه به منزل يك نفر رئيس قبيله وارد شدم، ضمن پذيرائي زني پيش من آمد و گفت: (السلام عليك يا خادم العباس).
من از اين طرز سلام تعجب نمودم از رئيس قبيله پرسيدم: اين زن كيست؟
چرا اين جور سلام مينمايد؟
جواب
داد اين زن خواهر من ميباشد، هنگامي كه من سخت مريض شدم و بحالت احتضار
رسيدم، آنگاه ديدم خواهرم بالاي تپهاي كه جلوي ايل ما قرار داشت، رو بسوي
قبر مولايمان عباس نمود و با گيسوي پريشان وچشم گريان ميگويد: ابوالفضل از
خداي بخواه برادرم را شفا دهد. پس دو نفر بزگوار را مشاهده كردم، كه يكي
به ديگري گفت: برادرم حسين ببين اين زن مرا وسيلة شفاي برادرش قرار داده از
خداي بخواه شفايش را دهد.
امام حسين(ع) فرمودند: اين شخص وقت مرگش فرا رسيده است و كار از كار گذشته است.
باز خواهرم براي بار دوم گفت: ابوالفضل از خداي بخواه برادرم را شفا دهد.
باز
خواهرم براي بار سو با لحن تند درخواست نمود كه در اينصورت مشاهده نمودم
عباس(ع) با ديده اشكبار به امام حسين(ع) عرضه داشت برادرم درخواستش را عملي
كن وگرنه لقب باب الحوائجي را از من سلب نماي.
امام حسين(ع) با
توجه كامل فرمود: برادرم خدايت سلام ميرساند و ميفرمايد، اين موقعيت (باب
الحوائجي) تا روز قيامت براي تو باقي است، ما هم به احترام تو اين مريض
را از مرگ ميرهانيم.
تعداد بازديد : 73 | ارسال نظر(0) | نسخه قابل چاپ | موضوع: ماه بنی هاشم(ع),
برچسب ها: کرامات آقا ابوالفضل
جستجو
پربازديدترين مطالب
پيوندها
- پرچم سرخ یا حسین
- مختارنامه ای ها
- پایگاه جامع عاشورا
- ایران و جهان چند قطبی
- ایران ارتوپد
- دریای خزر
- داستان برای کودکان و نوجوانان
- تغذیه سالم و درست
- هیئت انصارالحسین (ع) شهدای آذریهای تنکابن
- هیئت انصار الحسین
- بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
- بچه های شیعه
- سایت مسجد جمکران
- پایگاه اطلاع رسانی تعزیه ایران
- تجربه های آموزشی قرآنی
- دار الایتام امام هادی (ع)
- آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
- کوچکترین مرد کربلا
- پایگاه مقاومت شهدای پسکلایه کوچک
- شجره طیبه صالحین
- فروشگاه اسلام مارکت
- آموزش مداحی امیرپور خادم العباس
- شیعه نیوز
- شیعه لیدرس
- هاست رایگان
- پوسترهای مذهبی
- مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)
- دختران آفتاب
- سایت آیت الله سیستانی
- مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
- تو فقط لیلی باش
- طرح عفاف و ترویج حجاب
- حسینیه نوحه
- طراحی سایت
- ریاحین
- سبک زندگی اسلامی
- کتابخانه احادیث شیعه
- اسلام کوئست
- مسجد الزهرا
- عقیق




