تبلیغات X
للوکساید۵
سفارش بک لینک
خرید بک لینک قوی
بک لینک ارزان
کوچینگ
نرم افزار حسابداری
بلیط ارمنستان
تراورتن
تور مالزی
آموزش ارز دیجیتال
نالین
بهترین قالب شرکتی
ایده کسب و کار اینترنتی
بهترین قالب شخصی
ساخت ایمیل سازمانی


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 41499 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 74257 نفر
    بازديد سال : 41498 نفر
    کل بازديد : 313040 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1937
    نظرات : 68


Thumb

باز باران  

با ترانه می خورد بر بام خانه     

یادم آید کربلا را       

دشت پر شور و نوا را  

گردش یک روز غمگین   گرم و خونین    

لرزش طفلان نالان   زیر تیغ و نیزه ها را  

 
باز باران       

با صدای گریه های کودکانه      

از فراز گونه های زرد و عطشان    

با گهرهای فراوان  

می چکد از چشم طفلان پریشان  

پشت نخلستان نشسته  

رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی  

چشم در چشمان هم آرام و سنگین  

می چکد آهسته از چشمان سقا  

بر لب این رود پیچان  

 

باز باران 
باز باران با ترانه  

آید از چشمان مردی خسته جان  

هیهات بر لب  

از عطش در تاب و در تب  

نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب شش ماهه طفلی رو به پایان 

مرد محزون  

دست پر خون  

می فشاند از گلوی نازک شش ماهه بر لب های خشک آسمان با چشم گریان  

 

باز باران 
باز هم اینجا عطش آتش شراره جسمها  

افتاده بی سر پاره پاره  

می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره  

شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان  

دستها آماده شلاق و سیلی  

چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی  

دراین صحرای سوزان  

می دود طفلی سه ساله  پر زناله  پای خسته  دلشکسته   

روبرو بر نیزه ها خورشید تابان  

می چکد از نوک سرخ نیزه ها  

بر خاک سوزان  

 

باز باران  

باز باران
قطره قطره می چکد از چوب محمل  

خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل  

می رود این کاروان منزل به منزل 

می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران 

آری آری   باز سنگ و باز باران  

آری آری تا نگیرد شعله ها در دل زبانه  

تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه  

تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی  

بر فراز خیمه برگونه ها  

بر مشک ساقی  

کاش می بارید باران.  

 

علی اصغر کوهکن




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم