مرثیه حاج سلیم موذن زاده : زینب زینب زینب / کنز حیا زینب…
التماس دعا
سحر بود و صدای نفس خسته ی یک مرد
سحر بود و غم و درد
که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می کرد
غریب و تک و تنها
در آن شهر، در آن وادی غم ها....
برای آشنایی با مداح و ذاکر اهل بیت حاج شاه حسین بهاری فیلم مستند زیر را ببینید حاج شاه حسین بهاری

در این قسمت ترتیب خوانی در دهه اول محرم را با چندین نمونه صوتی به دوستان معرفی می کنیم تا انشا الله با جمع آوری مطلب و شنیدن مرثیه ها و مدح ها ، بتوانند با ابتکار و سلیقه خود برنامه هر شب را تنظیم نمایند

به اطلاع کلیه علاقه مندان به فراگیری مرثیه و نوحه خوانی به سبک اصیل ایرانی و محققین موسیقی مذهبی می رساند که مقاله و کتاب هفتاد و دو نوحه اصیل ایرانی با فایل های صوتی بروز رسانی شد که از لینک زیر می توانید مطالعه کنید.
لطفا جهت حمایت از نویسنده این اثر نفیس آقای متين رضواني پور و محققان دیگر و معاونت فرهنگي سازمان اوقاف و امور خيريه کتاب و سی دی آن را خریداری نمایید.
مران یکدم ساربان اُشتر، ناقة زینب رفته اندر گل
بده ظالم مهلتی آخر زآنکه دارم من عقدهها در دل
دل زینب گشته طوفانی، رقیه گشته بیابانی، آه و واویلا، آه و واویلا
طفل صغیری ز حسین گم شده ساربان
زینب غمدیده به غم مبتلا با نوا
عباس، سکینه به حرم تشنةآب است برخیز علیاکبرِ من در تب و تاب است ای جان برادر، ای جان برادر
بیا مادر از حرم بیرون سرو بستانت میرود میدان
کفن بنما بر تن قاسم مونس جانت میرود میدان
بیا مادر درد دل گویم این دم آخر با تو از احسان
مکن دیگر بَعدم ای مادر، گریه و زاری، ناله و افغان
انا مظلوم حسین انا محروم حسین
عجبا وا عجبا امت کفار که يک سر
چشم پوشيده ز حق نمک آل پيمبر (ص)
خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم
تازه جوانم علی روح و روانم علی بعد تو امید من قطع شد از زندگی
رفتی و بردی ز دل تاب و توانم علی
آفـتاب از شرم خورشید آب شد، باران گرفت تـیـغ هـم وقـتی که می بوسیـد رگهای تو را
در گــلوی تـشـنهی پروانهها خون جان گرفت
لاجرم خون خــورد و بــوی آیــهی قرآن گرفت
شامیان شرم کنید دور ما صف نزنید
پـای راس شهـداء اینقدر کف نزنید
زینـب و کوچــه و مــلأعام کجا؟
ما کجا شام کجا؟ ما کجا شام کجا؟
عصر عاشورا تنِ صحرا پر از ستاره بود
پُرِ پيكان شكستـه، جسـم پاره پاره بود
كاشكـي زينـب نيـاد و نبينـه قتلگاهتو
نبينه تو خاك و خون آينـه روي ماهتو
بگـو بچههــا رو از كنــار مقتــل نبـرن
چه جوري از اين گلاي سر بريده بگذرن؟
چه جوري بگذرن اين دشت جنونو نبينن؟
چه جوري بگذرن اين درياي خونو نبينن؟
کمتر بزن سر بر سینهای دل
من با حسینم منزل به منزل
پیوسته بودم چون موج و ساحل
وقتی بریدم من از حسین دل




