

تابید نور اكبر و گفتند محشر است
در جلوه ای دگر شد و گفتند حیدر است
مردم به حیرت اند نبوت كه ختم شد
یا للعجب ، علی است این پسر یا پیمبر است!
ولادت با سعادت
حضرت علی اکبر (ع)
و روز جوان بر حضرت صاحب الزمان (عج)
و بر تمامی شیعیان مبارک باد

مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است . لیلا برای امام حسین پسری
آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا ، رویش روی رسول،
گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره
پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق
دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا
وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و
گفت " اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک
محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه... " .
ناگهان زمزمه ای درصف دشمن پیچید عطریاس وسمن ولاله وسوسن پیچید همه گفتند نبی گشته کفن پوش حسین زره کرده به برش چون احد و بدر و حنین
مراسم عزاداری شب اول محرم در هیات رایة العباس علیه السلام واقع در امامزاده علیاکبر چیذر با مداحی حاج محمود کریمی برگزار شد. 

حامد ولی اللهی پدر علی اکبر میگوید:«سال گذشته قبل از
اربعین فیلمی دانلود کردیم که یک خردسال نوحهای را برای حضرت عباس(ع)
میخواند. علی اکبر به واسطه کودک بودن مداح این نوحه را زیاد گوش میداد
اما باتوجه به سنش که دو سال و نیم بیشتر نبود اصلا انتظار نداشتیم که شعر
را حفظ کند؛ اما دیدیم یک دفعه همه شعر را دقیقا همانطور میخواند.» حرف به
اینجا که میرسد علی اکبر بی هوا شعر را میخواند:«خدایا سقا، غریب و
تنها، تو چشماش داره موج میزنه، غروب دریا...»
تازه جوانم علی روح و روانم علی بعد تو امید من قطع شد از زندگی
رفتی و بردی ز دل تاب و توانم علی
کشته ارض کربلا
شیر شجاع نینوا
شرمنده كه در خور شما شعر ندارد دریا صفت است علی و وصفش هیهات
خجلت زده است او بخدا ...شعر ندارد
از قطره نپرسید چرا شعر ندارد ؟
یاسر مسافر
تابید نور اكبر و گفتند محشر است مردم به حیرت اند نبوت كه ختم شد
در جلوه ای دگر شد و گفتند حیدر است
یا للعجب ، علی است این پسر یا پیمبر است!
یاسر مسافر
ماه شعبان یا طلوع ماه لیلا آمده؟
یا حسین دیگری بر آل طاها آمده؟
یا بوَد ماه رجب میلاد مسعود علی
یا محمّد در مه شعبان به دنیا آمده؟
پیغمبرانه بود ظهوری که داشتی
خورشید بود جلوه طوری که داشتی
شب زنده دار بودی و ذوب خدا شدی
در بندگی گذشت حضوری که داشتی
ارباب زاده ای كه خود ارباب عالم است
در چهره اش جمال پیمبر مجسم است
نور است نور محض ز جنس پیامبر
هر چه بگویم از منش و منطقش كم است
وقتی سخن از گوهری یک دانه باشد
باید کلام عاشقان رندانه باشد
صحبت ز سر مشق جوانان بهشت است
آری سخن از دلبری جانانه باشد
اي بنـي هاشميان ميرود گل ميدان
همه گيريد به كف آينـه بـا قـرآن
اين جگر پارهي من هست و به نخلم ثمرست
حَجَـر الأسـود مـن خـال لـب اين پسرست
باده در جام دلم سر ریز شد
سینه از عشق خدا لبریز شد
فصل اندوه و غم و غصه گذشت
لحظه هامان بس طرب انگیز شد





