تبلیغات X
للوکساید۵
سفارش بک لینک
خرید بک لینک قوی
بک لینک ارزان
کوچینگ
نرم افزار حسابداری
بلیط ارمنستان
تراورتن
تور مالزی
آموزش ارز دیجیتال
نالین
بهترین قالب شرکتی
ایده کسب و کار اینترنتی
بهترین قالب شخصی
ساخت ایمیل سازمانی


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

درباره وبلاگ


هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)


ورود کاربران

موضوعات مطالب

- حج
- شعر
- صفر

نويسندگان

آمار بازديد


    آنلاين : 1 نفر
    بازديد امروز : 41498 نفر
    بازديد ديروز : 32758 نفر
    بازديد ماه : 74256 نفر
    بازديد سال : 41497 نفر
    کل بازديد : 313039 نفر
    تعداد اعضا : 10 نفر
    کل مطالب : 1937
    نظرات : 68


Thumb

مرحوم آيت الله فاطمي قمي ، پدرش سيد اسحق نقل مي كرد كه كرارا مي فرمود : كرامت زير از حضرت ابوالفضل (ع) را اگر به او چشمم نديده باشم كور شوم و اگر به دو گوشم نشنيده باشم كر شوم .

روزي در حرم حضرت ابوالفضل مشرف بودم ناگهان ديدم جمعيت زيادي از اعراب در عقب سر دختري سراسيمه وارد حرم مطهر شدند و حرم مملو از حمعيت شد . آن دختر به ضريح منور چسبيده و با صداي بلند كلماتي جسورانه مي گفت و توجه زائرين را به خود جلب كرده بود .
ناگاه ديدم اهل حرم ساكت شدند به طوري كه گويي نفسهاي همگي قطع شد یک مرتبه صدايي كه همه آن را شنيدند برخاست كه گفت :« پدرم شوهر مادر من است » .


صدا از همان طفلي بود كه در جنين دختر بود با شنيدن صدا ، ناگهان صداي  هلهله در حرم بلند شد و مردم به اين دختر هجوم آور شدند خدام دختر را به زحمت از چنگ و بال مردم بيرون آورده نجات دادند و به بقعه اي كه مركز كليددار آستانه مقدسه حضرت ابوالفضل بود بردند كليد دار آنجا مرحوم سيد حسن پدر مرحوم آقا سيد عباس بود و من با ايشان سابقه دوستي داشتم پس از آنكه آن دختر را بردند و بقعه خلوت شد خدمت ايشان رفتم و قضيه آن دختر را از ايشان سوال كردم.


فرمودند : اين جماعت طائفه اي از اعراب باديه نشين اطراف كربلايند و اين دختر معقوده پسرعمويش بود در بين اعراب قضيه نامزدبازي خيلي زشت و ننگين است و اگر كشف شود چه بسا منجر به خونريزي مي شود به علت محروم بودم جوان از ملاقات با عيال خود يا به علت اينكه با پدر زنش كدورتي پيدا كرده بود مي خواست او را ننگين كند .

جوان مراقب دختر بوده و يك موقع در مكان خلوتي وي را ملاقات كرده و با او همبستر شده است و سپس از ترس اذيت پدر زن فرار كرده مدتي مخفي گشته تا حمل دختر ظاهر شده است . بستگان دختر وقتي از حمل دختر مطلع مي شوند در مقام استفسار بر مي آيند و او مي گويد : از شوهرم حمل برداشته ام ،موضوع را با جوان در ميان مي نهند و او از ترس بر خود يا ايذاي عمويش بكلي منكر قضيه مي شود .
بستگان دختر اراده كشتن دختر را مينمايند و او هر قدر التماس مي كند نتيجه نمي بخشد

آخر الامر مي گويد حكم را حضرت ابي الفضل قرار مي دهيم هر چه ان جناب حكم كند آماده ام . لذا خدمت آن حضرت آمد تا بين او و ديگران حكحميت كند و با عنايت حضرت بچه اي كه در رحم وي بود اقرار به پاكي مادرش نمود .




اعلانات خيريه



موسسه خيريه محک



بنياد خيريه مهر نور, بنر حمايتي,بنر خيريه,بنر مهر نور


جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



پربازديدترين مطالب

زيارت اماکن مذهبي


پخش زنده حرم