از سمک تا به سهایش کشش لیلا برد من به سرچشمه
ي
خورشید
نه
خود
بردم
راه ذره اي بودم و مهر تو مرا بالا برد.....

نشـسـتـــه مــاه بر سـجـــاده عشـــق
به چشمـانی پر از حسـرت نگــاهـــش
شــــده غـرق آب اشــک و آهِ دلـگیــــر
به مناسبت برگزاری سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه
السلام)، 40 قطعه شعر از شاعران آئینی برجسته و به نام کشور را با موضوع
"حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) "، به محبان آل الله (علیهم السلام)
تقدیم می نماید.
رسد از باغ شهادت، ثمرش
كه شب نوزدهم، از رمضان
بى قرار و نگران بود على
چون مسافر كه به آخر سفرش
امیر قافله دشت کربلاست حسین به راه بادیه عشق، آشناست حسین ببین که در پی قربان شدن به تیغ ستم
چو نخل سر زده از باغ کربلاست حسین...
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی نهاد
کتابخانههای عمومی کشور، همزمان با فرارسیدن ماه محرم الحرام و ایام
سوگواری شهادت سالار شهیدان امام حسین(ع) و یارانش، نسخه الکترونیک پنج
مجموعه شعر از اشعار عاشورایی ارائه شده در سیویکمین تا سیوپنجمین شب شعر
عاشورای شیراز و همچنین سه دفتر از مجموعه اشعار عاشورایی اعظم حسینی در
دسترس علاقهمندان قرار می گیرد. 
شعر جاودانه محمدحسین بهجت تبریزی مشهور به «شهریار» حال و هوای این
روزهای حرکت امام حسین از مکه به سمت کربلا را روایت کرده و به تصویر
میکشد:
من قاسم سلیمانی ام من رهرو راه خمینی ام فخر و شرف دارم ز اربابم سرباز و جانباز حسینی ام

نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!
این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،
پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!
با فرا رسیدن ماه محرم و ایام عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) برخی شعرا موضوع
«شعر آیینی» را پیش کشیده و به ابعاد آن پرداختهاند. همین هفته گذشته بود
که عبدالجبار کاکایی، شاعر و ترانهسرا، با اشاره به آسیب شناسی شعرهای
مورد استفاده در هیأتهای سوگواری گفت: «مرثیههایی میشنویم که بیشتر به
ترانههای پاپ نزدیک است و از جهت ریتم و ملودی و حتی گاهی کلام با شعرهای
مذهبی فاصله دارد.»براستی شعر آیینی این روزها در چه وضعیتی قرار دارد و
ادیبان و شاعران چه نظری درباره آن دارند؟...
خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده در شــب بیمـــاری ام آتــش پرستــارم شده
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع ...مکن ای صبح طلوع عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع ...مکن ای صبح طلوع
تا صدایش میکنم یک دشت پاسخ میرسد زینب م! بنگر علیهای فراوان مرا ....
پا برهنه پسرم خیمه به خیمه گشتم
قطره اى آب نبود ، اى گل ریحان رباب
هر کس که حسینی است حقیرش مشمـار
در رتبه کبیـــر است، صغیرش مشمـــــــــــار عنــــوان گدایــــــی درش آقایی اســــــــــت
آقاست گــــــــدای او ، فقیرش مشمــــــــــار

فطرس! برسان مژده به طوفان زدگان کشتی نجات را به آب افکندند...

در دستهء عاشقان علم بر دوشیم
ما، بعد هـزار و چارصــد سـال هنوز
بــا یــاد لب تو آب را می نــوشیم ...
به حسین بن علی (ع) پشت و پناهم گرم است ای خـــدا شکــــر عجب پشت و پنــــاهی دارم
همـــه علـــم و همــه حکمت تو علیم العلمایی ضعفـــــا و فقـــــــرا را تو امیـــــدی ، تو معیــنی تو همـــه مرهـــــم دردی ، تـو زعیــم ضعفـــایی...





